تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
خروج كرده بود و همان صاحب الزنج معروف است ) آمده بود . ما نيز براى ديدن امام عسكرى عليه السلام ( كه معمولًا براى اجراى اصل تقيّه ، در چنين مناسباتى سلطان را همراهى مىكرد ) بيرون آمده بوديم . در حالى كه راه مىرفت و مىگذشت به او مىنگريستيم و خود ميان دو ديوار در سُرّمن‌رأى نشسته ، بازگشتش را انتظار مىكشيديم . آن حضرت بازگشت و همين كه به موازات ما رسيد و به ما نزديك شد ، ايستاد و دستش را به طرف كلاهش برد و آن را از روى سرش برداشت و به دست ديگرش داد و با آن يكى دست بر سرش كشيد و در چهرهء يكى از افراد ما خنديد . مرد فوراً گفت : گواهى مىدهم كه تو حجّت و برگزيدهء خداوندى . به او گفتم : فلانى مشكل تو چه بود ؟ گفت : من در مورد او شك داشتم . پس با خود گفتم : اگر او باز گشت و كلاه از سر گرفت به امامتش اقرار مىكنم . « 1 »

ويژگيهاى دوران امام عسكرى

چرخ تمدّن در هر يك از امّتهاى بشرى به سوى فرجام فاجعه آميز خود شتاب مىجويد مگر آنكه مصلحان امّت به پا خيزند و كشتى حيات را از طوفانهاى هلاك وابرهاى فتنه دور سازند . . شايد آيهء زير نيز به همين حقيقت اشاره داشته باشد : فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا . . . « 2 » . « پس چرا نبود از قرنهاى پيش از شما بازماندگانى كه از تباهكارى در زمين نهى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 294 . ( 2 ) - سورهء هود ، آيهء 116 .