كارى را ) در دمشق روا شمردند . « 1 »
يكى از شيوههاى اعدام كردن افراد در آن روزگار اين بود كه شخص متهم را جلوى درندگان مىانداختند تا دريده و خورده شود و يا آنكه او را در تنور مىانداختند و يا تا سر حدّ مرگ به باد كتك مىگرفتند . سركوب واختناق تا آنجا گسترش يافته بود كه به مثابهء شيوهاى در مبارزات داخلى ميان خاندان حاكم در آمده بود و هم از اين روست كه مىبينيم انقلابها و ترورها در بين افراد خاندان خليفه به تنها زبان گويا مبدل شده بود .
اين متوكّل ستمكار است كه خداوند فرزندش منتصر را به روى چيرگى مىدهد . او با برخى از فرماندهان ترك سپاه خويش پيمان مىبندد و شبانه بر متوكّل هجوم مىبرند و او و وزير ستمگرش فتح بن خاقان را كه هر دو غرق در لهو و فجور بودهاند ، مىكشند . تا آنجا كه شاعر در حقّ او مىگويد :
هكذا لتكن منايا الكرام * بين ناى ومزهر ومدام
بين كأسين اورثاه جميعا * كأس لذاته وكأس الحمام
لم يزل نفسه رسول المنايا * بصنوف الاوجاع والاسقام
ترجمه : « مرگ بزرگان بايد اين گونه باشد : ميان ( بانگ ) ناى و عود و شراب ، ميان دو جام كه هر دو را به ميراث به او دادند ، جام لذّاتش وجام مرگ ، همواره نفس او پيك مرگ بود با انواع دردها و بيماريها » . « 2 »
پس از مرگ متوكّل ، دوران حكومت پسرش وقاتلش چندان به درازا نپاييد زيرا تركهايى كه او را در از ميان برداشتن پدرش يارى كرده بودند ، ترسيدند كه مبادا عليه خود آنها بشورد . از اين رو به وسيلهء پزشك ويژهاش معروف به
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 217 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 242 .