تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
درست گفتى سرورم ! من از خدا طلب آمرزش مىكنم . مردم متعجّب شدند و از امام جواد پرسيدند : اى سرور ! آيا اجازه مىدهى پرسشهاى خود را از شما بپرسيم ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى . در يك مجلس از آن‌حضرت سى هزار مسأله پرسيدند و او همه را پاسخ گفت . اين در حالى بود كه امام جواد در آن هنگام تنها 9 سال داشت . « 1 » اين داستان بيانگر اهمّيّت جايگاه امام جواد در چشم شيعيان و از طرفى نشانگر علم سرشار و دانش گستردهء آن‌حضرت است كه خداوند در آن علم و معرفت خويش را دميده و بر مراتب تقوا و خشيّت او افزوده بود .

به سوى بغداد

چون مأمون عبّاسى به بغداد رخت بركشيد ، همواره ميان او و آل عبّاس به خاطر اعطاى مقام ولايت عهدى از سوى او به امام رضا ستيز و نزاع برقرار بود . آنان به وى يادآورى مىكردند كه بنى فاطمه مخالفانى هستند كه بايد بيشتر از هر مخالف ديگرى از آنها بيمناك بود . زيرا آنان در شرق و غرب كشور داراى ياران
هامش
( 1 ) - احتمال ديگر آن است كه آن‌حضرت در آن هنگام 8 ساله بوده است ، چنان كه در برخى از احاديث بدين نكته اشاره شده و از اين حديث نيز معلوم مىشود كه شيعيان ، پس از وفات امام رضا عليه السلام در ايام حج در مدينه گرد آمده بودند . امام جواد عليه السلام به هنگام وفات پدرش هفت سال داشت و چون هفت ماه از اين تاريخ سپرى مىشود ، ماه رمضان فرا مىرسد و امام جواد وارد هشتمين سال زندگى خود مىشود و اين مجلس پرسش و پاسخ در اين سن و سال برگزار شده است . از طرفى ممكن است پرسشهايى كه از امام مىكردند درروزهاى متعدّد ، با وجود وحدت مجلس ، بوده باشد در اين صورت مجلس آن‌حضرت به كنفرانسهايى شبيه است كه چند روز پى درپى ادامه مىيابد و تنها به هنگام غذا خوردن واستراحت كردن ، تعطيل مىشود . ( مؤلف )