فَقَالُوا أَبَشَراً مِنَّا وَاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ « 1 » .
« آيا بشرى را از ميان خويش پيروى كنيم ، در اين صورت ما در گمراهى و آتشهايى هستيم . »
با خود گفتم : به خدا او ساحر است .
دوباره او به من روى كرد و گفت :
أَءُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ « 2 » .
« آيا از ميان ما ، كتاب بر او نازل شد بلكه او دروغ پرداز و برترى جوست . »
راوى اين ماجرا گويد : من از اعتقاد باطل خود بازگشتم و به امامت ايمان آوردم و شهادت دادم كه او حجّت خداوند بر مردم است و به او اعتقاد پيدا كردم . . .
شگفتى و تعجّبى كه قلب اين مرد را به خاطر كم سنّ و سالى امام جواد فرا گرفته بود به روشنى در اين دو آيه پاسخ گفته شده بود .
امام جواد در مدينه سكونت داشت . او جوان و كم سال بود و با اين وجود نزد خدا و خلق از ارج و احترامى خاص برخوردار بود . شيعه نيز در آن روزگار كه داراى جمعيّت و كثرت قابل اعتنايى بود ، زمام امور خويش را در دست امام جواد قرار داد و او با تدبير خويش امور شيعه را به بهترين شكل اداره مىكرد تا آنجا كه گروهى از ياران پدر و جدّش گرد او را گرفتند .
در مدينه
امام پس از آغاز دوران امامت خود حدود 8 سال در مدينه اقامت كرد .
هامش
( 1 ) - سورهء قمر ، آيهء 24 .
( 2 ) - سورهء قمر ، آيهء 25 .