تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
من بسيار كوشيدم تا دليلى و بهانه‌اى براى دستگيرى او پيدا كنم ، امّا نتوانستم حتّى من گوش دادم تا ببينيم كه آيا او در دعاهاى خود بر من يا تو نفرين مىفرستد ، امّا ديدم كه او فقط براى خودش دعا مىكند و از خداوند رحمت و مغفرت مىطلبد ! هارون پس از دريافت اين نامه ، كسى را براى تحويل گرفتن امام موسى الكاظم روانه بصره كرد و او را روزگارى دراز در بغداد ، در نزد فضل بن ربيع ، زندانى كرد . هارون خواست به دست فضل آن امام را به شهادت برساند ، امّا فضل از اجراى خواستهء هارون خوددارى ورزيد ، در نتيجه هارون دستور داد كه آن‌حضرت را به فضل بن يحيى تسليم كند و از فضل خواست تا كار امام را يكسره سازد ، امّا فضل هم زيربار اين فرمان نرفت . از طرفى به هارون كه در آن هنگام در « رقه » بود ، خبر رسيد كه امام موسى كاظم در خانهء فضل به خوشى و آسودگى روزگار مىگذارند . ازاين‌رو هارون « مسرور » خادم را با نامه‌هائى روانه بغداد كرد و به وى دستور داد كه يكسره به خانه فضل بن يحيى درآيد و در بارهء وضع آن‌حضرت تحقيق كند و چنانچه ديد همان‌گونه كه به وى خبر داده‌اند ، نامه‌اى را به عبّاس بن محمّد بسپارد و به او امر كن تا آن را به اجرا گذارد و نامهء ديگرى به سندى بن شاهك بدهد و به او بگويد كه فرمان عبّاس بن محمّد را به جاىآورد . « 1 » اين ماجرا را از اينجا به بعد از يكى از روايات تاريخى پىمىگيريم : اين خبر به گوش يحيى بن خالد ( پدر فضل ) رسيد . او بىدرنگ سوار بر مركب خويش شد و نزد هارون آمد و از درى جز آن در كه معمولًا مردم از آن وارد قصر مىشدند ، پيش هارون رفت و بدون آنكه هارون متوجّه شود از
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيّين ، ص 233 .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 705 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي