ميان به رؤساى قبايل وبزرگان و چهرههاى سر شناس مخالف توجّه و رسيدگى بيشترى نشان مىداد .
هارون الرشيد اين گونه عازم مدينه شد تا بزرگترين مخالف حكومت غاصبانهء خويش را دستگير كند . اينك ببينيم هارون براى رسيدن به اين مقصود چه كرد :
اوّل : هارون چند روزى نشست . مردم به ديدنش مىآمدند و او هم به آنها حاتم بخشى مىكرد تا آنجا كه شكمهاى برخى از مخالفان را كه مخالفت آنان با حكومت جنبهء شخصى و براى رسيدن به منافع خاصّى بود ، سير كرد .
دوّم : عدهاى را مأموريت داد تا در شهرها بگردند و بر ضدّ مخالفان حكومت تبليغات به راه اندازند . او همچنين شاعران و مزدوران دربارى را تشويق كرد كه در ستايش او شعر بسرايند و بر حرمت محاربه با هارون فتوا دهند .
سوّم : هارون قدرت خود را پيش ديدگان مردم مدينه به نمايش گذارد تا كسى انديشهء مبارزه با او را در سر نپروراند .
چهارم : هنگامى كه همهء شرايط براى هارون آماده شد ، شخصاً به اجراى بند پايانى طرح توطئهگرانهء خويش پرداخت . او به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت .
شايد حضور او مصادف با فرارسيدن وقت نماز بوده كه مردم و طبعاً امام موسى بن جعفر عليهما السلام براى اداى نماز در مسجد حضور داشتهاند .
هارون به سوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله جلو آمد و گفت : السلام عليك يا رسول اللَّه ! اى پسر عمو .
هارون در واقع مىخواست با اين كار شرعى بودن جانشينى خود را اثبات كند و آن را علّتى درست براى زندانى كردن امام كاظم جلوه دهد .
امّا امام اين فرصت را از او گرفت و صفها را شكافت و به طرف قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به آن قبر شريف روى كرد و در ميان حيرت و خاموشى مردم بانگ برآورد :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 703
مساهمون: شريعت
ص٧٠٣