عنوان كه والاترين نياز در عرصههاى گوناگون زندگى و بويژه جهاد است ، بهره مىگرفت . در اين باره در روايات آمده است :
از محمّد بن حسين ، على بن حسان واسطى ، موسى بن بكر روايت شده است كه گفت : امام موسى كاظم يادداشتى به من داد كه در آن مسائلى نوشته شده بود و به من فرمود : بدانچه در اين يادداشت آمده عمل كن . من يادداشت را زير مصلّايم نهادم و در مورد آن كوتاهى روا داشتم . روزى از پيش آنحضرت مىگذشتم كه يادداشت را در دستش ديدم او در مورد آن يادداشت از من سؤال كرد و من پاسخ دادم كه در منزل است . آنحضرت فرمود : اى موسى ! هر گاه كارى به تو امر كردم آن را به انجام رسان و گرنه بر تو خشمگين مىشوم . « 1 »
5 - گاه موقعيّتى پيش مىآمد كه امام موسى بن جعفر عليهما السلام مى بايست براى تربيّت و پرورش شيعيانش و متواضع ساختن آنها در برابر حق و دور كردنشان از تكبّر و خود بزرگ بينى دست به كار اعجاز مىشد تا بدين وسيله ياران خود را به مرتبهء « حزب اللَّه » - كه برخوردارى از مال يا مقام و يا دانش موجب اختلاف و تفاضل آنان نمىشود - ارتقا دهد .
براى اين منظور اجازه دهيد ماجراى على بن يقطين ، وزير هارون الرشيد را براى شما بازگو كنيم . على بن يقطين چه بسا به خاطر مقامى كه در دستگاه حكومت هارون داشت دچار غرور مىشد و خود را از ساير مؤمنان بالاتر و بزرگتر مىپنداشت . حال ببينيم كه امام چگونه او را پرورش مىكند و با به كارگيرى قدرت الهى خويش چگونه روح تقوا را در ضمير او مىدمد .
از محمّد بن على الصوفى نقل شده است كه گفت : ابراهيم جمّال رضى الله عنه از ابو الحسن على بن يقطين وزير ، اجازهء ورود خواست ، امّا على بن يقطين به او
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 44 .