خدا محبوس و مظلومم . آنحضرت سه بار اين عبارت را تكرار كرد و آنگاه فرمود :
وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَّكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ « 1 » .
« و ندانم شايد اين آزمايشى باشد شما را با بهرهمنديى تا زمانى . »
فردا را روزه بگير و آن را به روزهء پنج شنبه و جمعه متصل كن و چون هنگام افطار فرا رسيد دوازده ركعت نماز بگزار در هر ركعت يك بار سورهء حمد و 12 بار سورهء قل هو اللَّه احد را بخوان . چون 4 ركعت نماز گزاردى سجده كن و بگو :
يا سابِقَ الْفُوْتِ ، يا سامِعَ كُلَّ صَوْتٍ ، يا مُحْيى الْعِظامَ وَهى رَميمٌ بَعْدَ الْمَوْتِ ، أَسْأَلُكَ بِإِسْمِكِ الْعَظيمِ الْأَعْظَمِ أَنْ تُصَلِيَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكِ وَعَلى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيّبينَ الطَّاهِرينَ وَأَنْ تَجْعَلَ لِى الْفَرَجَ مِمَّا أَنا فيهِ .
من نيز چنين كردم و نتيجه همين شد كه خود ديدى » .
2 - امام موسى الكاظم عليه السلام براى رهايى يكى از پيروانش از بيداد هارون دعا كرد و خداوند هم دعايش را مستجاب فرمود . در اين باره از صالح بن واقد طبرى روايت شده است كه گفت : بر امام موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شدم . او به من فرمود : اى صالح ! اين ستمگر ( هارون ) تو را فرا مىخواند و به بند مىكشد و از تو دربارهء من پرس و جو مىكند به او پاسخ بده كه من موسى بن جعفر را نمىشناسم چون در بند شدى بگو هر كسى كه مىخواهى او را از زندان برون آورى پس به اذن خداوند بيرونش خواهم آورد .
پس از مدّتى هارون مرا از طبرستان فرا خواند و پرسيد : موسى بن جعفر چه كرد ؟ به من خبر رسيده كه او نزد تو بوده است . گفتم : من در بارهء موسى بن جعفر چه مىدانم ؟ اى اميرالمؤمنين تو از من به او و مكانى كه در آن است
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ، آيهء 111 .