برادرم . چرا اينجا آمدى ؟
عرض كردم : پسر عمويت به تو سلام رساند و چنين و چنان گفت . او با شنيدن سخنان منصور فرمود :
واى بر تو اى ربيع !
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ « 1 » .
« آيا هنگام آن فرا نرسيد كه مؤمنان دلهاشان به ياد خدا و آنچه از حقّ فرو فرستاده ، خاشع گردد و همچون كسانى كه پيش از اين كتاب داده شدند نباشند . پس مدّت بر آنان دراز شد و دلهايشان سخت گرديد . »
( أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُونَ * أَوْ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحىً وَهُمْ يَلْعَبُونَ * أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ) « 2 » .
« پس آيا مردم شهرها از آن ايمنند كه شبانگاه كه در خوابند عذاب ما آنها را فراگيرد ؟ وآيا مردم شهرها از آن ايمنند كه روز در حالى كه به بازى مشغولند عذاب ما آنها را در بر گيرد ؟ پس آيا از مكر خدا ايمن شدند ؟ ! پس جز گروه زيانكاران از مكر خدا احساس امنيّت نمىكنند . »
به خليفه بگو السلام عليك و رحمة اللَّه وبركاته .
آنگاه دوباره قصد نماز و توجّه كرد . عرض كردم : آيا پس از سلام عذر يا پاسخى هست ؟
فرمود : آرى . به او بگو :
هامش
( 1 ) - سورهء حديد ، آيهء 16 .
( 2 ) - سورهء اعراف ، آيهء 97 - 99 .