كلى خود ، مردم را از تاريكيهاى جمود و نادانى و ستم به روشنايى حركت و عقل و عدالت هدايت مىكند ، ويژگى و شاخصهء زندگى پيامبران و امامان و بندگان نيك خداوند گشته است .
از آنجا كه انقلاب زنگار غفلت و بى تفاوتى را از دل مىزدايد و ابرهاى درهم و تاريك ستم و تجاوز را از تشكيلات انقلابيون دور و پراكنده مىسازد ، و كابوس طغيان و تباهى را از جامعه ريشه كن مىكند ، مسئوليّت هر رزمنده و نشان حقانيت هر فرد با كرامت و با شرف مىگردد . از اين روست كه وحى نيز در ضمن تعبير « قيام براى خدا » بر هدف انقلابها تأكيد كرده است . خداوند متعال مىفرمايد :
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا للَّهِ . . . « 1 » .
« بگو همانا شما را به يك سخن پند مىدهم آن كه بخاطر خدا قيام كنيد . . . »
و نيز مىفرمايد :
قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ « 2 » .
« نگهداران عدالت باشيد و براى خدا گواهى دهيد . »
همچنين وضعيّت انقلابهايى كه به بركت شهادت امام حسين عليه السلام تمام آفاق ديار اسلام را فراگرفته بود ، به هويّت و رنگ و روح و ارزش نياز داشت تا در ضمير امّت استوار گردد و همچون بارقهاى زود گذر و طوفانى گذرا از پرتو افشانى و حركت باز نايستد . اين انقلاب مىبايست راهى مكتبى و مستقيم براى خود برگزيند تا آلت دست افراد آزمند يا متهورى همچون عبداللَّه بن زبير ، كه از انقلاب به بدترين شكل سوء استفاده مىكردند ، قرار نگيرد .
هامش
( 1 ) - سورهء سبأ ، آيهء 46 .
( 2 ) - سورهء نساء ، آيهء 135 .