كرامتى براى ما از جانب خداوند است » .
موضع گيرى آنحضرت در برابر طاغوت و جنايتكار بزرگى مانند يزيد كه از هيچ جنايت زشتى در سالهاى كوتاه حكومتش فرو گذارى نكرد ، اوج مبارزه و نمونهاى و الا در جهاد با كلمه به شمار مىآيد .
يك بار ديگر نيز ، زمانى كه خطيب يزيد در مسجد جامع اموى اهل بيت پيامبر عليهم السلام را مورد دشنام و ناسزا قرار داد ، امام سجّاد به پاسخ گويى برخاست و گفت :
« واى بر تو اى سخنران خشنودى مخلوق را به خشم خالق خريدى و دوزخ را جايگاه خود گردانيدى ! »
سپس به يزيد نگاه كرد و از او خواست كه بر منبر رود . يزيد چارهاى جز قبول درخواست امام نداشت . چون امام سجّاد عليه السلام بر منبر قرار گرفت آن خطبهء بليغ را كه هنوز صداى آن در جهان انعكاس دارد ، ايراد كرد .
وقتى طاغوت عراق ، حجاج بن يوسف ثقفى ، خانهء كعبه را ويران كرد امام سجاد عليه السلام به او گفت « اى حجاج ! آهنگ بناى ابراهيم و اسماعيل كردى و آن را در كوى و خيابان افكندى و به يغمايش بردى . انگار مىپندارى كه اين ميراث توست » . حجاج با شنيدن اين سخنان بر فراز منبر رفت و مردم را سوگند داد كه هر چه بردهاند بازپس بياورند . « 1 » بنابر اين شجاعت ، خوى و خصلت امام چهارم بود امّا شرايطى كه آنحضرت در آن به سر مىبرد ، از كمبود انقلاب و شجاعت خبرى نبود . زيرا واقعه كربلا ، ضمير امّت را از شجاعت آكنده بود در عوض اين دوران به ويژگى ايمانى كه مرتبط با انقلاب و اهداف ارزشمند آن بود ، نياز
هامش
( 1 ) - عوالم العلوم ، ج 18 ، ص 179 .