تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
خدا . خداوند مرا مىبيند كه هيچ چيز از سپاس و ياد او در شب يا روز ، در نهان يا آشكار بازم نمىدارد . اگر براى خانواده‌ام و نيز براى ديگر مردمان ، از خاص و عام ، بر من حق و حقوقى نبود ، كه اداى آنها تا آنجا كه در توان من است بر من واجب باشد ، هر آينه با دو ديده‌ام به آسمان و با قلبم به خدا مىنگريستم و اين نگاهها را باز پس نمىگرفتم تا آنكه خداوند كه بهترين داوران است كار مرا تمام سازد » . امام گريست و عبد الملك نيز گريه سر داد و گفت : چه تفاوت بزرگى است ميان بنده‌اى كه در جستجوى آخرت است و براى آن مىكوشد و بنده‌اى كه در پى دنياست از هر راهى كه آن را بدست آورد ، به راستى در آخرت او را هيچ بهره‌اى نيست سپس به امام روى كرد و از نيازهايش پرسيد و از مقصودى كه به خاطر آن پيش عبد الملك آمده بود و شفاعتش را پذيرفت و به او انعام داد » . وقتى « طاووس » آن‌حضرت را در اواخر شب ديد كه بر گردخانه كعبه طواف مىكند از او كارهاى شگفتى مشاهده كرد ، تا آنجا كه دلش به حال امام مىسوزد . طاووس مشاهداتش را اين گونه بيان مىكند : امّا سجّاد عليه السلام را ديدم كه از شب تا سحر طواف و عبادت مىكرد ، چون هيچ كس را نديد به آسمان نگريست و گفت : « معبودا ! ستارگان آسمانهايت فرو نشستند و چشمان مخلوقاتت آرام يافتند ، ودرهايت به روى گدايان باز شده است . به سويت آمده‌ام تا مرا بيامرزى و به من رحم آورى و سيماى جدّم محمّد صلى الله عليه و آله را در عرصات قيامت به من بنمايانى » . سپس گريست و گفت : « به عزّت و جلالت سوگند من با نافرمانىام قصد مخالفت تو را نداشتم ، و اگر عصيان تو را كرده‌ام به تو شك نداشته و به شكنجه‌ات نادان نبوده‌ام و خويش را در معرض مجازات تو قرار نداده‌ام . امّا نفسم ، گناهم را برايم آراست ، پردهء پوشانندهء تو بر من فرو