تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
آسوده كنم . حضرت فرمود : زحمت رساندن توشهء سفر را مى خواهم خود تحمّل كنم تا ورودم را به آنجا كه قصد كردم نيكو گردد . و افزود : به حق خداوند از تو مىخواهم كه از من جدا شوى و مرا وگذارى . زهرى از آن‌حضرت جدا شد . پس از چند روز ، زهرى به آن‌حضرت گفت : اى فرزند رسول خدا من از آن سفرى كه در آن شب در بارهء آن سخن مىگفتى ، اثرى نيافتم ! ؟ امام فرمود : آرى ! چنان نبود كه تو پنداشتى ، مقصودم سفر آخرت بود كه براى آن آماده مىشدم . سپس آن‌حضرت هدف خود را از بردن آن توشه در شب به خانه‌هاى نيازمندان ، توضيح داد و گفت : آمادگى براى مرگ بادورى از حرام ، و ايثار در راه خير به دست مىآيد . « 1 » در واقع ريشه‌هاى شخصيّت امام زين العابدين عليه السلام در افق معرفت او به خداوند ، و يقين او به قيامت ، و آگاهىاش به سرعت گذرايى كه ساعات شبانه روزى عمر انسان را مىبلعد ، و فراوانى واجبات و تكاليف ، امتداد مىيافت ! وقتى كسى از او مىپرسيد : چگونه صبح كردى اى فرزند رسول خدا ؟ مىفرمود : « صبح كردم در حالى كه از من هشت تقاضا شده است : خداوند عمل به فرايضش را از من مىخواهد و پيامبر صلى الله عليه و آله عمل به سنّتش . خانواده قوّت مىخواهد و نفس شهوت و شيطان مىخواهد كه پيروىاش كنم و آن دو فرشته نگاهبان خواستار راستى عملند و ملك الموت روح را مىخواهد و قبر جسدم را . من در ميان اين هشت تقاضا قرار دارم » . « 2 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 49 . ( 2 ) - في رحاب ائمّة اهل البيت ، ج 3 ، ص 234 .