كدامين قلب سرشار از ايمان است كه سر چشمهء چنين سخنان پر شور و تابناكى است ؟ كدامين قلب افروخته از شوق خداست كه با عشق به خدا اين گونه با او راز و نياز مىكند ؟ آرى . . . تنها قلب اين امام است ، كه نماز ، محبوبترين كارها نزد اوست و ذكر خدا شغل او و عبادت صبغه و نشانهء زندگى اوست ! روزى بر خليفه اموى ، عبد الملك بن مروان ، وارد شد . عبد الملك از ديدن نشانهء سجود بر پيشانى امام على بن الحسين عليهما السلام به شگفتى افتاد وگفت : اى ابو محمّد ! آثار كوشش و اجتهاد بر تو ظاهر گشته ، وخداوند نيكى وپاداش خود را براى تو تضمين كرده ، تو پارهء تن رسول خدايى و با او نسبت نزديك و استوارى دارى . تو بر خاندان و معاصرانت صاحب فضيلت بزرگ هستى و هيچ كسى مانند تو و نه پيش از تو از فضل و علم و دين و تقوا بر خوردار نگشته است جز نياكان گذشتهات .
عبد الملك همچنان امام را مىستود كه آنحضرت فرمود :
« هر آنچه ياد كردى و وصف نمودى همه از فضل خداى سبحان و تأييد و توفيق او بود پس كجا مىتوان شكر آنچه را كه بر ما ارزانى داشته است به جاى آورد . اى امير مؤمنان ؟ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان در نماز مىايستاد كه پاهايش ورم مىكرد و چنان روزه مىگرفت كه از تشنگى دهانش خشك مىشد . به او گفته شد :
اى رسول خدا آيا مگر خداوند گناهان گذشته و آينده تو را نيامرزيد ؟ فرمود : آيا من بندهاى سپاسگزار نباشم ؟ سپاس خداى را بر آنچه نعمت داد و آزمود و سپاس در انجام و آغاز . به خدا سوگند اگر اعضايم پاره پاره شوند و سيلاب اشك بر دامانم روان گردد ، هنوز شكر يك دهم يكى از هزاران هزار نعمت خداوند را كه شمارشگران ، از شمارش آنها عاجزند ، نتوانستهام به جاى آورم . و تمام ستايش ستايشگران نمىتواند با يكى از اين نعمتها برابر شود ، نه به
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: شريعت
ص٤٦١