و يوشع بن نون وصى موسى عليهما السلام نيز در چنين شبى درگذشت . وى از زرد و سپيد ( طلا و نقره ) ، جز هفتصد درهم از پس خود باقى نگذاشت كه اين مبلغ از سهم او از بيت المال زياد آمده بود و وى مىخواست با اين مبلغ خدمتكارى براى خانهاش بخرد . . . »
اشك امان گفتن به او نمىداد ، آهى كشيد و همراه با آن قطراتى از چشمش باريدن گرفت و آه و حسرت بود كه از دهان مردم شنيده مىشد آنگاه امام فرمود :
« اى مردم هر كه مرا شناخت ، شناخته است و آن كه نمىشناسد بداند كه من حسن فرزند على هستم . منم فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله و منم فرزند وصى و منم فرزند نويد بخش بيم دهنده و منم فرزند دعوت كننده به خدا و منم فرزند چراغ نورانى . من از خاندانى هستم كه جبرئيل به سوى ما فرود مىآمد و از پيش ما به آسمان مىرفت و من از خاندانى هستم كه خداوند پليدى را از آنان زدود و ايشان را پاك و پاكيزه گردانيد و من از خاندانى هستم كه خداوند محبتشان را بر هر مسلمانى واجب شمرده و براى پيامبرش فرموده است :
بگو از شما به خاطر آن پاداشى نمىطلبم و هر كه حسنهاى گرد آورد ما از جانب خود حسنهاى بر آن مىافزاييم . گرد آورى حسنه همانا محبّت ما اهل بيت است » .
بدين گونه مردم با رضايت و خوشنودى ، با امام حسن عليه السلام دست بيعت دادند ، زيرا وى را تجسّم صفات شايسته و برتر خلافت مىديدند . و آيا مگر نه اين است كه پيشواى مسلمانان بايد از جانب خداوند انتخاب شود و پيامبر صلى الله عليه و آله او را منصوب كند ؟ و آيا مگر نه اين است كه رهبر مسلمانان بايد در اوج كرامتها و فضيلتها باشد و با كفايتترين و با ابهّتترين و داناترين مسلمانان به شمار آيد ؟ و آيا مگر تمام اين ويژگيها ، به شكلى كامل ، در امام حسن گرد نيامده
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 340
مساهمون: شريعت
ص٣٤٠