سپاس خداى يگانهاى را كه جز او معبودى نيست . امّا بعد ، سپاس خداى را كه شما را از دشمنان كفايت كرد و ياران كژرو و تفرقه انداز را واگذاشت . نامههاى بزرگان و سران آنان ( كوفيان ) به دست ما رسيده كه در آنها از ما براى خود و خانوادههايشان امنيت مىطلبند .
پس چون نامهام به دست شما مىرسد با نيرو و سپاه خود حركت كنيد . اينك به شكر خدا به انتقام خود رسيديد و آرزوى خود را يافتيد . خداوند متجاوزان و ستمگران را هدايت كند .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته . « 1 »
حتى اگر خوارج نيز امام حسن عليه السلام را بر ضدّ معاويه يارى مىدادند ، امّا آنها هم سرانجام جز خرابى به بار نمىآوردند ، زيرا آنان همان گونه كه به معاويه اعتقادى نداشتند به وى هم معتقد نبودند .
اينك نگاهى به خانه على عليه السلام مىافكنيم تا ببينيم كه چگونه پرتو درخشان امام در آنجا به خاموشى مىگرايد . پس از وفات آنحضرت ، خانوادهاش وى را پنهانى به پشت غرىّ - منطقهاى نزديك كوفه - بردند تا پيكرش را در آنجا به خاك سپارند . آنان از ناحيهء خوارج بسيار بيم داشتند . آنان مى ترسيدند كه مبادا خوارج مرقد آنحضرت را بشناسند و به انتقام يار همكيش خود « ابن ملجم » كه پيكرش سوازنده شد ، قبر را بشكافند و جنازه را از آن بيرون كشند . همچنين آنان از جاسوسان بنى اميّه كه از نقل اخبار به حزب اموى خسته نمىشدند ،
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 13 .
در اينجا بايد پرسيد اگر واقعاً اشراف و بزرگان عراق به معاويه نامه نوشته بودند اين جنگ براى چه واقع شد و معاويه اين سپاه را براى جنگ با چه كسى بسيج كرد ؟ به راستى اگر عراقيان خواستار حكومت او بودند چرا بايد 60 هزار سپاهى جمع مىكرد حال آنكه او مىتوانست با عدّهاى از اوباش خود به شهر داخل شود .