تدبيرى بينديشد .
امّا چه كسى بايد اين پيغام را به عثمان برساند ؟ زيرا دهها هزار تن با نيزههاى برافراشته و شمشيرهاى بر كشيده اطراف خانهء او را احاطه كرده بوند . اينجا بود كه حسن برخاست و داوطلب رساندن پيغام على به عثمان شد . وى صفوف محاصره كنندگان را با نهايت شجاعت از هم شكافت و به خانه عثمان رسيد و با كمال آرامش به درون خانه رفت و پيغام پدرش را به عثمان تسليم كرد و خود نيز به نصيحت و مشورت با عثمان پرداخت و توجّهى به سر و صداى انقلابيون و چكاچك شمشيرها و شيهه اسبان و به هم خوردن نيزههاى آنان نشان نداد . انقلابيون حالتى تهاجمى داشتند و ممكن بود به خانه بريزند و هر كس كه در خانه مىيافتند ، از جمله امام حسن را از دم تيغ بگذرانند ، امّا آنحضرت محكم و استوار و با نهايت دليرى ، بى اعتنا به همه اين خطرها ، در آنجا نشست ، زيرا او مىدانست كه اگر آسيبى به او برسد در راه خير خواهى و به خاطر خدا و فرو نشاندن آتش فتنه از بلاد مسلمانان بوده است .
بدينسان امام حسن در كنار عثمان نشست و مأموريت خود را به خوبى انجام داد و پيغام پدرش را رسانيد و آنگاه كه عزم باز گشت كرد از ميان صفوف انقلابيون به سلامت عبور كرد .
سرانجام عثمان كشته شد و حوادث بسيارى پس از قتل وى به وقوع پيوست . از يك سو معاويه مردم را به سوى خود مىخواند و از سوى ديگر ناكثين ( پيمان شكنان ) با برافراشتن پيراهن عثمان عدّهاى را به گرد خود جمع كرده بودند و همسر پيامبر نيز همراه با عدّهاى آماده بود تا انتقام خون عثمان را بگيرند . در اين موقع باز امام حسن عليه السلام را مىبينيم ، جوانى كه از تمام شايستگيهاى رهبرى و جانشينى برخوردار است و پس از پدر بزرگوارش ، از تواناترين مردم در تعيين سرنوشت و حل مشكلات مسلمانان به حساب مىآمد .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: شريعت
ص٣٣١