عبداللَّه بن عبّاس و عمار ياسر و قيس بن سعد بن سوى كوفه روانه كرد تا كوفيان را از جنگ خيانت بار اصحاب جمل آگاهى و پرهيز دهد . در اين مأموريت امام حسن حامل نامهاى از اميرمؤمنان عليه السلام بود . آنحضرت در اين نامه به صورت فشرده به ماجراى قتل عثمان و حقيقت آن اشاره كرده بود .
امام حسن به كوفه وارد شد . وى مىخواست كوفيان را كه از همراهى با امام على عليه السلام خوددارى كرده بودند ، به جنگ تهييج كند . از اين رو نخست به نكوهش ابوموسى اشعرى ، آن مرد نيرنگ باز ، زبان گشود ، زيرا ابوموسى كه در آن روز والى كوفه بود ، مردم را از پيوستن به على عليه السلام منع مىكرد . سپس امام حسن نامهء اميرمؤمنان را خطاب به مردم كوفه قرائت كرد . آنحضرت در اين نامه فرموده بود :
« من بدين گونه براى جنگ بيرون آمدهام ، يا ستمگرم يا ستمديده ، يا سركشم و يا بر من سركشى شده است . پس اگر اين نامهء من به دست هر كسى رسيد به خدا سوگندش مىدهم كه به سوى من حركت كند . تا اگر ستمديدهام ، ياريم كند و اگر ستمگرم مرا به پوزش وادارد » .
آنگاه امام حسن خود مردم را مخاطب قرار داد و آنان را به جهاد ، ترغيب كرد . وى در اين سخنرانى پر شور به مردم گفت :
« اى مردم ما آمدهايم تا شما را به خدا و قرآن و سنّت پيامبرش و به آگاهترين و دادگرترين و برترين مسلمانان و وفادارترين كسى كه با او دست بيعت دادهايد ، فرا بخوانيم . كسى كه قرآن بر او عيب ننهاده و سنّت ، او را فراموش نكرده و از سابقان در اسلام بوده است . به كسى كه خداى تعالى و پيامبرش او را به دو پيوند نزديك كردهاند : يكى پيوند دين و ديگرى پيوند خويشى . به كسى كه از ديگران به هر نيكى سبقت جسته است .
به كسى كه خدا و رسولش به يارى او از ديگران
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: شريعت
ص٣٣٣