جهان اسلام نيز در آن روز به تدبير و سياست وى بيش از هر چيز ديگر نيازمند بود ، زيرا تنها يك گام مىتوانست دنياى اسلام را زيروزبر كند .
اميرمؤمنان عليه السلام نيز بر سر دوراهى سخت و دشوارى قرار گرفته بود كه انتخاب هر يك از ديگرى دشوارتر مىنمود . يا آنحضرت مىبايستاز مقابلهء با دشمنان سر باز زند ، كه اين همان خواستهء دشمنانش بود ، و در نتيجه صاحبان منافع و مطامع به حكومت مىرسيدند و يا اينكه وارد جنگ شود . سرانجام چنين هم شد و بديهى بود كه بسيارى از مسلمانان در اين صورت كشته خواهند شد .
در گرما گرم اين حوادث آنچه قابل ملاحظه است نقش امام حسن مىباشد كه در كنار پدر بزرگوار خود ، تمام مشكلات و سختيها را تجربه مىكند . حضرت على عليه السلام نيز به دو علّت ، امام حسن را در كار خلافت خود شركت مىدهد . يكى از آن جهت كه وى از كفايت و تدبير والايى برخوردار بود و ديگر از آن جهت كه مردم را به امام و جانشين پس از خود راهنمايى كند تا آنان امام حسن را به عنوان رهبرى آزموده و دور انديش و حاكمى دادگر و مهربان ، مدّ نظر قرار دهند .
روزى كه مردم با امام على عليه السلام به عنوان خليفه مسلمين بيعت كردند ، آنحضرت تصميم گرفت به شيوهء خلفاى پيش از خود بر منبر رود و طى خطبهاى ، سياستهاى خود را براى مردم تبيين كند تا آنان از خط مشى او و شيوهء خلافتش آگاه گردند . بنابر احاديث موجود ، آنحضرت از امام حسن خواست بر منبر رود تا مبادا قريش پس از وى بگويند كه او هيچ كار خيرى نكرد . اميرمؤمنان عليه السلام خود به اين نكته تصريح كرده است . امام حسن بر منبر نشست ، خطبهاى بليغ ايراد كرد و مردم را اندرز گفت و پس از وى على عليه السلام بر فراز منبر آمد و فضايل والاى حسنين را در برابر ديدگان تمام مردم ، يك به يك بر شمرد .
امام حسن در جنگ جمل بازوى استوار پدر بزرگوارش محسوب مىشد .
در فتنه جمل ، حضرت على فرزند بزرگوارش را در رأس هيأتى متشكّل از
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: شريعت
ص٣٣٢