تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
فارسى . فاطمه فرمود : چه مىخواهى ؟ سلمان ماجراى اعرابى و سوسمار را بيان كرد ، و فاطمه فرمود : اى سلمان سوگند به خدايى كه محمّد را به حق به پيامبرى برانگيخته است ، سه روز بر ما مىگذرد درحالى كه هيچ غذايى نخورده‌ايم ، و حسن و حسين از شدّت گرسنگى به لرزه درآمده‌اند و هم‌اكنون مانند دو جوجهء پركنده خوابيده‌اند ، با اين وجود اگر كسى به در خانه‌ام فرود آيد او را بازپس نمىزنم . سلمان بيا و پيراهن مرا بگير و آن را نزد شمعون يهودى ببر و به او بگو كه فاطمه دختر محمّد مىگويد : يك صاع خرما و يك صاع جو در مقابل آن به من وام ده كه به خواست خداوند آن را به تو باز مىگردانم . سلمان پيراهن را گرفت و به نزد شمعون يهودى رفت و فرمود : اى شمعون اين پيراهن فاطمه عليها السلام دختر محمّد صلى الله عليه و آله است . پيغام داده است كه دربرابر آن يك صاع خرما و يك صاع جو به من وام دهى كه به خواست خدا آن را به تو باز مىگردانم . شمعون پيراهن را گرفت و آن را از اين رو به آن رو بر مىگرداند و به آن مىنگريست و درحالى كه اشك از چشمانش سرازير بود مىگفت : اى سلمان ! اين همان زهد در دنياست . اين چيزى است كه موسى بن عمران در تورات ، ما را بدان آگهى داده است . من گواهى مىدهم كه جز خداوند ، معبودى نيست و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده خداست . بدين ترتيب شمعون نيز اسلام آورد و اسلامش نيكو شد . شمعون يك صاع خرما و يك صاع جو به سلمان داد و سلمان آن را نزد حضرت زهرا آورد . آن‌حضرت به دست خود جو را آرد كرد و نان پخت و به سلمان داد و فرمود اين را بگير و به پيامبر برسان ، سلمان عرض كرد : يك قرص از نان را برگير و حسن و حسين را با آن سير كن . فاطمه عليها السلام فرمود : اى سلمان ! اين بخششى است از جانب ما در راه خدا . پس چيزى از آن براى خود
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 294 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي