مىفرمود : يا اباالقاسم ، و اگر او را با عبارت يا رسول اللَّه خطاب مىكردند ؟ چهرهاش از هم مىشكفت و مىفرمود : لبيك وسعديك .
چون اعرابى او را به نام يا محمّد صدا زد ، حضرت پاسخ داد يا محمّد . اعرابى گفت :
تو جادوگر دروغگويى هستى . آسمان و زمين دروغگوتر از تو به خود نديده است . تو همان هستى كه ادعا مىكنى كه خدايى در آسمان است كه تو را به سوى تمام مردم به پيامبرى فرستاده است .
به لات و عزّى سوگند كه اگر نمىترسيدم كه قومم مرا شتابكار خوانند هر آينه ضربتى با اين شمشير بر تو فرود مىآوردم كه از پاى درآيى و بدين وسيله گذشتگان و آيندگان را از شرّ تو آسوده مىكردم .
عمر بن خطاب با شنيدن سخنان اعرابى از جاى جست و به سويش حمله كرد تا او را بكشد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى اباحفص ، بنشين كه بردبارى به درجهء پيامبرى نزديك است .
سپس رسول خدا به اعرابى توجّه كرد و فرمود : اى برادر بنى سليم ! آيا عرب چنين رفتار مىكند ؟ ! آيا آنان در مجالس ما ، بر ما هجوم مىآورند و با ما اين گونه به درشتى سخن مىرانند ؟ !
اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به حقّ ، به پيامبرى برانگيخت ، هركس در اين دنيا به من گزندى رساند ، فرداى قيامت در آتش قيامت مىسوزد . اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت ، ساكنان هفت آسمان مرا احمد راستگو مىخوانند ، اى اعرابى اسلام آر تا از آتش دوزخ به سلامت برهى و در آنچه براى ماست شريك شوى و در اسلام برادر ما باشى .
ابن عبّاس گويد : اعرابى خشمگين شد و گفت : سوگند به لات و عزّى من به تو نمىگروم ، مگر آن كه اين سوسمار به تو بگرود و آنگاه سوسمار را از آستين خود بيرون انداخت ، سوسمار پا به فرار گذاشت . رسول خدا سوسمار را مخاطب قرار داد و گفت : اى سوسمار به سوى من آى . سوسمار به پيامبر صلى الله عليه و آله
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: شريعت
ص٢٩١