تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
پيامبر اسلام فرمود : اى سعد تو به داشتن شترت بر ما افتخار مىكنى ؟ آيا مىخواهى شترى را كه به جاى آن در بهشت به تو مىبخشم توصيف كنم ؟ گفت : بلى پدر و مادرم فدايت فرمود : اى سعد آن شترى است مادينه از زرسرخ و پاهايش از عنبر و كرك آن از زبرجد سبز ، كوهانش از كانور سپيد مايل به خاكسترى ، و چانه‌اش از مرواريد ، افسارش از مرواريد آبدار بر روى آن قبه‌اى از گوهر سپيد قرار گرفته كه از برون ، اندرونش و از اندرون ، بيرونش ديده مىشود ، اين شتر تو را در بهشت پرواز مىدهد . باز رسول خدا رو به يارانش كرد و فرمود : چه كسى بر سر اين اعرابى عمامه مىگذارد تا من برايش تاج پرهيزكارى را تضمين كنم ؟ امير مومنان على از جاى برخاست و گفت پدر و مادرم به قربانت ، تاج پرهيزكارى چيست ؟ رسول خدا آن را توصيف كرد ، على عمامه خود را برداشت و بر سر اعرابى گذاشت . بار ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به اصحاب كرد و فرمود : چه كسى توشه راه او را فراهم مىآورد تا من از جانب خداوند برايش توشه تقوى را ضمانت كنم ؟ در اين موقع سلمان فارسى از جاى برخاست و گفت پدر و مادرم فدايت . توشه تقوى چيست ؟ فرمود : اى سلمان ، هرگاه آخرين روز عمرت در دنيا فرا رسد ، خداوند گفتن كلمه لا إله إلّااللَّه ومحمّد رسول اللَّه را به تو تلقين مىكند اگر آن را گفتى ، مرا در بهشت ملاقات خواهى كرد و من نيز تو را ديدار خواهم كرد و اگر آن را بر زبان نياورى هرگز مرا ديدار نخواهى كرد و من نيز ترا نخواهم ديد . سلمان بيرون رفت و حجره‌هاى نُهگانهء رسول خدا را گردش كرد امّا نزد همسران پيامبر چيزى نيافت ، درحال برگشتن بود كه نظرش به حجره فاطمه افتاد با خود انديشيد : اگر چيزى باشد در خانه فاطمه دختر پيامبر است . پس در زد ، فاطمه زهرا از پشت در پاسخ داد : كيست ؟ جواب داد منم : سلمان
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 293 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي