بار اندوه مرگ مادر ، همراه قهرمانيهاى او در دلش عجين مىگشت . خديجه براى او تنها يك مادر نبود بلكه او مادر فاطمه و مادر همه مردان و زنان با ايمان و مدافع حقّ بود و در راه دين با تمام تاب و توان خويش فداكارى مىكرد .
فاطمه در نخستين سالهاى حياتش با چنان امتحانات دشوارى روبرو شد كه در تاريخ ، كمتر كسى را مىتوان از اين نظر با او همانند كرد .
فاطمه زهرا همگام با نهضت اسلامى رشد مىكرد و خود در قلب معركه بود . زيرا او دختر رهبر اين معركه ، يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله ، بود . بنابراين او نيز همگام با اين درگيرى حركت مىكرد و بر طبق معيارهاى آن مىزيست .
در زمانى كه فاطمه زهرا در مكّه مىزيست ، تاريخ از رويدادها و حوادثى كه مستقيماً با فاطمه سر و كار داشته ، سخنى به ميان نياورده است . امّا مطمئنيم كه زندگى وى در مكّه ، بدون آزار و اذيّت سپرى نشده است . خودخواهى قريشيان كافر تا آن اندازه رسيده بود كه خانوادهء پيامبر را نيز مورد آزار و اذيّت قرار مىدهند همان گونه كه خانوادهء ديگر مسلمانان را شكنجه و اذيّت مىكردند .
بنابراين مىتوان به جرأت گفت كه آنحضرت نيز بارها و بارها از سوى قريش مورد آزار قرار گرفت و زندگىاش از حوادث ناگوار خالى نبوده است . بعلاوهء اين آزارها كه مستقيماً خود او را مورد هدف قرار مىداده است بايد از آزارهايى كه غير مستقيم او را تحت فشار قرار مىداده نيز ياد كنيم . چرا كه هر صدمه و گزندى كه به پيامبر مىرسيد ، تأثير بيشترى در جان فاطمه مىنهاد .
هنگامى كه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به محاصره درآمده و كفار مىخواستند حضرتش را به قتل رسانند ، فاطمه ناظر بر اين ماجرا بود .
همچنين هنگامى كه پيامبر به سوى مدينه مهاجرت كرد ، فاطمه ناظر بر اين جدايى بود و تلخى فراق را به خوبى احساس مىكرد و نيز هنگامى كه امام على
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: شريعت
ص٢٥٨