تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
شاخه درخت خرما را تكان دهد تا برايش خرماى تازه فرو ريزد . خدايى كه ديوار كعبه را شكافت تا فاطمه بنت اسد كه موقعيتى مانند وضع فعلى خديجه داشت به درون خانه رود و على بن ابى طالب را به دنيا آورد ! ! براستى از كرم خداوند دَر چنين لحظه‌اى چه انتظارى مىرفت ؟ خديجه با همان افسردگى نشسته بود كه چهار زن بلند بالا و گندمگون به خانهء او گام نهادند . يكى از آنان به وى گفت : « باك مدار و اندوه به خود را مده كه ما در كنار توييم و اينك آمده‌ايم تا وظيفه‌اى را كه زنان در چنين موقعيتى برعهده دارند ، به انجام رسانيم . سپس افزود : من ساره هستم همسر ابراهيم و اين آسيه دختر مزاحم است و اين يك ، مريم دختر عمران است و اين يكى نيز كلثم خواهر موسى » . آنگاه هر چهار تن به كمك خديجه شتافتند تا فاطمه عليها السلام به دنيا آمد . فاطمه همين كه به دنيا آمد ، لب به سخن گشود و گفت : « گواهى مىدهم بر اين كه جز خداوند يكتا معبود ديگرى نيست و پدرم رسول خدا سرور پيامبران و همسرم سرور اوصياست و پسرانم سروران پيامبر زادگانند » . فاطمه زمانى چشم به جهان گشود كه پيامبر زندگى سراسر جهاد و مقاومت فكرى دشوارش را آغاز كرده بود . درهمين سالها بود كه پيامبر مورد خطاب وحى قرار مىگرفت و وحى به او فرمان مىداد تا دعوتش را آشكارا شروع كند و از زخم خارهاى خونينى كه در سر راهش مىرُست و گردنه‌هاى دشوارى كه پيش رويش رخ مىنمود ، هراس و خستگى به خود راه ندهد . در آن روزها ، پيامبر صلى الله عليه و آله سنگينى بار رسالت را بر دوش گرفته بود و نيروهاى ضلالت و گمراهى نيز متقابلًا دربرابر او قيام كرده بودند تا مگر كوششهاى او را بىثمر سازند و به هر وسيله‌اى او را از دعوتش بازدارند . فاطمه در چنين سالهاى بحرانى نشأت و نمو كرد . سالهايى كه هرچه