باقى نماند .
پس براى زنان الگو و نمونهاى قرار داد تا با آنان در مسئوليّتهاى عمومى همگون باشد ، آن چنان كه در كارهاى خانه مانند باردارى و زايمان و تربيت فرزندان و رتق و فتق امور منزل از قبيل پخت و پز ، نظافت و يا وظايف شرعى ، مانند حجاب و فرمانبرى از شوهر ، و كمى بهره در ميراث و شهادت دادن و چيزهاى ديگر همگون است .
پارهاى از مسئوليّتهاى فطرى و غير فطرى كه به زن اختصاص دارد ، باعث كنارهگيرى برخى از زنان از فعاليت در امور دينى شده و موجبات سستى آنها را در انجام برخى از فرايض دينى فراهم آورده است . امّا از آنجا كه خداوند فاطمه عليها السلام را نمونهء تمام فضايل و ارزشهاى انسانى قرار داده آن هم با مسئوليّتهاى خطيرى كه در آن اوضاع بحرانى برعهده داشت ، شايد بدين وسيله خواسته است بر تمام زنانى كه به بهانه اينكه از جنسِ ضعيف هستند ، و شانه از زير بار مسئوليّت خالى مىكنند ، حجّت را تمام كند .
بنابراين حكمت آفرينش فاطمه عليها السلام با اين خصوصيات و ويژگيها چيزى جدا از حكمت آفرينش پيامبران و اوليا و از جمله محمّد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام نيست كه خداوند تمام آنها را با ويژگيهايى متفاوت از ساير مردم خلق كرده است .
آيا حكمت عصمت پيامبران و اوصيا ، و برترى آنان نسبت به ديگر مردمان ، بدين خاطر نبوده است كه آنان پيشوايى و امامت مردم را برعهده داشته باشند و مردم بايد آنان را الگوى زندگى خود قلمداد كنند ؟
حكمت آفرينش فاطمه نيز درميان زنان همين بوده است . بنابراين همان گونه كه پيامبران و اوصيا ، سروران مردانند ، فاطمه نيز سرور زنان جهان است .
جنبهء ديگرِ زندگانى حضرت فاطمه مربوط به آياتى است كه دربارهء او نازل
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 253
مساهمون: شريعت
ص٢٥٣