همچنين اسلام براى هزاران عتبه و عتيبه كه داماد پيامبر صلى الله عليه و آله و ثروتمند بودند دربرابر يك بلال سياه چرده ، ارزشى قائل نبود .
اگرچه آنان پسران ابولهب و از سپيدترين مردمان باشند و بلال از سياهترين آنان .
همين طور اسلام ، براى هزاران ابوسفيان كه فرمانده نيروهاى عرب مكّه بود در برابر صهيب كه مستضعفى از شهرهاى دور افتاده روم بود هيچ ارزشى قائل نيست .
با نگرش به زندگانى حضرت فاطمه متوجّه دو جنبه از زندگى وى مىشويم كه هريك از آنها مطابق با مقياسهاى ياد شده است .
در جنبهء نخست ، از دوران پيش از به دنيا آمدن فاطمه سخن مىگوئيم : از پديد آمدن وى از ميوه بهشتى و گفتگو با مادرش در شكم وى ، و رويدادهاى خارق العاده در وقت تولّدش ، اين موارد همه از عنايت ويژه و همه جانبهء خداوند به وى حكايت دارد كه برابر مقياس اوّل است . يعنى همان حكمت بالغهاى كه مطابق آن خداوند هرچه خواهد انجام مىدهد .
در واقع اين حكمت كه خداوند تنها فاطمه را بدان مخصوص داشته و آن را از ديگر زنان و از جمله دختران و زنان پيامبر و دختران ، مهاجران و انصار و زنان آنها دريغ كرده به خاطر مصلحتى الهى بوده است . زيرا خداوند مىخواسته درميان امّت اسلامى ، زنى را بر مريم بانوى زنان روزگار خودش ، برترى دهد . حال آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله شش فرزند ديگر داشت ، امّا آنها از ميوه بهشتى آفريده نشده بودند و تنها فاطمه بود كه از ميوهء بهشتى به وجود آمد .
همچنين سببى در كار بود كه ميلاد فاطمه با رويدادهاى خارق العاده همراه باشد . درحالى كه تولد ساير فرزندان آنحضرت با اين حوادث عجيب همراه نبود ! ما دربارهء حكمتهاى الهى ، همه چيز را نمىشناسيم . شايد اين امر بدان
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: شريعت
ص٢٥١