پيشوايمان را بيشتر بشناسيم و با شناخت او به پروردگار خود نزديكتر شويم .
روزى ابودرداء در ميان ياران پيامبر صلى الله عليه و آله ماجرايى در اين خصوص نقل كرد و از گوشهاى از عبادت شبانهء على كه خود شاهد آن بود ، سخن گفت .
( از هشام بن عروة از پدرش عروة بن زبير نقل شده است كه گفت : ما همراه با عدّهاى در مسجد رسولاللَّه نشسته بوديم و از شجاعتهاى اهل بدر و نيز از بيعت رضوان ياد مىكرديم و سخن مىگفتيم ، ابو درداء گفت : اى جماعت ! آيا شما را به كم مالترين مردم و خدا ترسترين و كوشاترين ايشان در عبادت خبر دهم ؟ ! گفتند : او كيست ؟ ابودرداء گفت : اميرمؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام .
راوى مىگويد : به خدا در ميان حاضران مجلس كسى نبود جز آنكه چهره از ابودرداء بر گرفت . آنگاه مردى از انصار خطاب به او گفت : اى عويمر سخنى گفتى كه هيچ يك از حاضران در مجلس با آن موافقت نشان ندادند ! ابودرداء گفت : اى مردم ! من چيزى را كه خود ديدهام باز مىگويم شما نيز آنچه را كه ديدهايد باز گوييد . على بن ابىطالب را در بيابانهاى نجار ديدم كه از همراهان خويش كناره گرفته و از كسانى كه در پىاش مىآمدند ، خود را نهان داشته و در پشت انبوه درختان نخل خود را پنهان كرده بود . من على را گم كرده بودم و به نظر آمد كه از من بسيار دور شده است . با خود گفتم : او اكنون به منزل خويش رسيده است . امّا ناگهان صدايى حزين و آوازى تأثر آور به گوشم خورد كه مىگفت :
« معبودا چه بسيار گناهان هلاك كنندهاى كه در انتقام جستن از آنها بردبارى پيشه كردى و چه بسيار بى پردگيها كه تو با كرم خويشتن از آشكار شدن آنها جلوگيرى كردى . خدايا ! اگر زندگىام در نافرمانى تو طولانى شد و گناهانم در صحيفهها فزونى يافت امّا من به جز به آمرزش تو اميدوار نيستم و به غير از رضوان تو به چيز ديگرى اميد ندارم » .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: شريعت
ص٢١٨