آنها برخى ديگر را پيروى مىكنند . اين صفات عبارتند از : عشق و راستى و امانت كه معرفت خداوند آنها را جمع كرده و ساير فضايل خير از آن سر چشمه گرفته است .
آنحضرت براى خداى سبحان زيست كه او خداى را شناخته و در راه او دليريها از خود نشان داده بود . او به عظمت كردگارش يقين داشت . آيا مگر آنحضرت دربارهء مؤمنان ، كه خود امير و سرور آنان بود ، نفرمود :
« آفريدگار در جانهايشان بزرگى يافته و غير از خداوند در چشمانش كوچك شده است » . او مرگ را كوچك مىشمرد زيرا ديدار پروردگارش را دوست مىداشت . در حق رعيت به عدل و داد رفتار مىكرد زيرا از پردههاى ماديّت فراتر آمده و قدم به كُنه حقايق نهاده بود . تمام امتيازات و برتريهاى ظاهرى را از ميان برد و با فشارى كه او را بدان فرا مىخواند ، به مبارزه و رويارويى برخاست .
در دنيا زهد را پيشه خود ساخته بود زيرا حقيقت دنيا را به خوبى مىشناخت و پيش از آنكه اعضا و جوارحش در بهرهبردارى از دنيا ، روزه اختيار كنند روحش از دنيا كناره گرفته و دنيا را سه طلاقه كرده بود و به او مىگفت :
« اى دنيا ، اى دنيا ! ! از من در گذر كه تو را سه طلاقه كردهام و در آن بازگشتى نيست » . « 1 »
عبادت ، جسم او را تحليل برده بود كه او در عبارت به ديدار محبوب بزرگوارش مىشتافت . او همواره پروردگارش را ياد مىكرد و قلبش به مناجات با او آباد بود . فضايل ديگر آنحضرت نيز جويبارهايى بودند كه از چشمه سار ايمان و معرفت و يقين نشأت مىگرفتند .
اجازه دهيد دربارهء عبادت امام ، به نقل تعدادى از روايات بپردازيم باشد كه
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه - كلمات قصار ، شمارهء 77 .