آيا مگر آنحضرت نبود كه پيوسته از خداوند طلب شهادت مىكرد ؟ چه بسيار انتظار مىكشيد تا تيره روزترين كس محاسن او را به خون سرش رنگين سازد . امام عليه السلام شهادت را والاترين راهها به سوى خدا و ديدار او مىدانست و چنانچه خداوند توفيق شهادت را به بندهاى ارزانى دارد ، نعمت قابل ستايشى را به او عطا كرده است . وقتى آيهء زير نازل شد كه :
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَايُفْتَنُونَ « 1 » .
« الم . آيا مردم پنداشتند همين كه گفتند ايمان آورديم رها مىشوند و آنان را نمىآزماييم . »
امام فرمود :
دانستم هنگامى كه رسولخدا در ميان ماست ، امواج فتنه ما را فرو نمىگيرد . پس به رسول خدا عرض كردم :
اين فتنهاى كه خداوند در اين آيه تو را از آن خبر داده چيست ؟ فرمود :
« اى على ! اين امّت پس از من به فتنه دچار آيند » .
پرسيدم : اى رسول خدا ! آيا مگر در جنگ احد كه تعدادى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من به فيض شهادت نائل نيامدم و بسيار بر من گران آمد ، نفرمودى : شاد باش كه بعداً به شهادت خواهى رسيد ؟ آنحضرت به من پاسخ داد :
« آرى ، شهادت تو همان هنگام است ، تو تا آن هنگام چگونه صبر خواهى كرد » ؟
گفتم : « اى رسول خدا ! اين ديگر از موارد صبر نيست بلكه از موارد مژده و سپاس گزارى است » « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء عنكبوت ، آيهء 1 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 7 .