و همچنان سخن خود را تكرار كرد . آنگاه پيامبر فرمود :
« به زودى از نسل اين مرد ، قومى خواهند آمد كه پاى از دين فراتر نهند چنان كه تير از كمان فراتر رود . آنان به هنگام تفرقه و جدايى مردم از يكديگر خروج خواهند كرد . نماز شما در كنار نماز آنان كوچك مىنمايد . قرآن مىخوانند امّا از گردنهاى آنان بالاتر نمىآيد .
ميان آنان مردى است سياه با دستان باز كه يكى از آنها گويى پستان زنى است . و در روايت عايشه آمده است كه پيامبر فرمود : آن مرد را بهترين امّتم پس از من ، مىكشد » . « 1 »
پيامبر صلى الله عليه و آله با اين سخن خردمندانه خود ، در حقيقت بر وجود طوايف قشرى و نادان در ميان امّت اسلامى ، اشاره كرده است . اين گروه در اوّلين فرصتى كه براى آنان پيش آمد ، خود را نشان دادند . اين فرصت زمانى رخ داد كه آتش فتنه در كشور ، شعله ور شده بود . آن مردى كه پيام آور عدل و داد را به رعايت عدالت فرمان مىدهد و خود را بر حفظ ارزشها ، داغتر از كسى مىداند كه خداوند او را به رسالتش برگزيده جز با كسى چون على عليه السلام كه فرزند ايمان است و پايههاى ايمان بر دوش او استوار و محكم شد ، به توبه كردن و ايمان آوردن دعوت مىكند ، شبيه نيست .
اشتياق امام براى يافتن جنازهء ذوالثديه ، بسيار بود . زيرا اوّل تعدادى از يارانش را براى يافتن او گسيل كرد و چون آنان نتوانستند او را بيابند خود آنحضرت به جستجوى او پرداخت .
به نظر مىرسد كه امام مىخواسته با نشان دادن پيكر ذوالثديه حجّت را بر مردم تمام كند و آنان به يقين دريابند كه اين جماعت به شهادت رسول خدا صلى الله عليه و آله از دين پا فراتر نهادهاند تا مبادا با دين پوشالى و پوك خود بيش از اين موجب
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ص 492 .