تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و فردا بدون آنكه هيچ دليل و برهانى داشته باشيد در همين جا از پاى در آييد » . امام بار ديگر با آنان گفتگو و مناظره كرد و بديشان پيشنهاد داد كه براى جنگ با معاويه كه هدف آشكار آنان بود به وى بپيوندند . امّا آنان پاسخ دادند . هرگز . بلكه تو بايد ابتدا به كفر اعتراف كنى و آنگاه به سوى خداوند توبه آرى چنان كه ما توبه كرديم . در اين صورت ما از تو فرمان مىبريم و گرنه ما همچنان مخالف و دشمن تو خواهيم ماند . پس امام از ايشان پرسيد : واى بر شما ! با كدامين دليل جنگ با ما و خروج از جماعت ما را روا شمرديد ؟ ! امّا خوارج وى را پاسخ نگفتند و از هر گوشه و كنار بانگ بر داشتند كه : پيش به سوى بهشت ، پيش به سوى بهشت ! ! آنگاه شمشير كشيدند و ضرباتى بر اصحاب آن‌حضرت وارد آوردند و تير اندازان آغاز به تير انداختن كردند . سپس امام و يارانش بر آنان هجوم بردند و در ظرف چند ساعت همهء آنها را كشتند . « 1 » امام عليه السلام در ميان گشته شدگان پيكر شخصى را به نام مخرج ، معروف به ذوالثديه ( داراى پستان ) جستجو مىكرد . چون پس از كاوش بسيار جنازهء او را يافت ، نداى تكبير سر داد و يارانش هم تكبير گفتند . آيا مىدانيد براى چه ؟ ! زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله آن‌حضرت را از آشوب اين گروه تندرو آگاهى داده و در علامت آنان وجود چنين شخصى را در ميان آنان ذكر كرده بود . در اين روايت آمده است : چون رسول خدا از جنگ حنين بازگشت ، به تقسيم غنايم پرداخت در اين هنگام مردى از بنى تميم به نام خويعه برخاست و به آن‌حضرت گفت : محمّد ! غنايم را به عدالت تقسيم كن . پيامبر فرمود : من به عدالت تقسيم كردم . آن مرد تميمى براى بار دوّم و سوّم نيز بر پا خاست
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ص 491 .