تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
تنزيل آن با ايشان پيكار كرديم » . ياران روشن نگر رسول خدا نيز تماماً نسبت به اين وظيفهء الهى كه تحقّق آن برايشان واجب بود ، آگاهى داشتند وعلى نيز براى تحقّق اين اهداف مسئوليّت خطير خلافت بر مسلمانان را عهده دار شد . وى نهايت كوشش خويش را براى تحقّق يكى از دو امر زير به كار بست : 1 - بيرون راندن بقاياى نظام جاهلى از صحنه جامعه و اقامهء عدل اسلامى در آن . 2 - افشاى اين نيروى جاهلى ورسوا كردن آن وايجاد حركتى مكتبى به منظور نابودى اين نيرو و جلوگيرى از تحقّق كامل اهداف ومقاصد آن . از آنجا كه شرايط براى تحقّق هدف نخست مساعد نبود ، بالطبع تمام تلاشها در جهت تحقّق هدف دوّم به كار گرفته شد . بدين ترتيب در ميان امّت پرچمدارانى مكتبى ظاهر شدند كه مبارزه با بنى اميّه را سر لوحهء كار خود قرار داده بودند به طورى كه توانستند آنان را كاملًا از صحنهء جامعه بيرون برانند و بنى اميّه هم بدون آنكه بتوانند به هدف اصلى واساسى خود كه همان باز گرداندن مردم به جاهليّت بود ، دست يابند از عرصهء جامعه حذف شدند . روايت زير مىتواند نشانگر گوشه‌اى از اهداف پليد معاويه باشد . پس از آنكه معاويه به خلافت رسيد ، روزى به بانگ اذان گوش سپرده بود . عدّه‌اى از خواص وى نيز در مجلس او حاضر بودند . چون مؤذن به عبارت « اشهد أنَّ محمّداً رسول اللَّه » رسيد ، معاويه در خشم شد . يكى از كسانى كه در مجلس حضور داشت ، از علّت خشم معاويه پرسيد . معاويه پاسخ داد : ابو بكر حكومت كرد و رفت و مردم در بارهء او مىگويند خدا ابو بكر را رحمت كند . همچنين ابو عدى حكومت كرد و رفت و مردم پس از حكومتش گفتند : خدا عمر را بيامرزد . امّا اين ابن ابى كبشه ( پيامبر صلى الله عليه و آله ) راضى نشد مگر آنكه نام خود