مصالح يارانش و جهل آنها ، و يا فشارهاى نيروهاى سياسى .
على عليه السلام دوران خلافت خود را باپى ريزى انقلابى عليه اوضاع فاسد آن زمان آغاز كرد .
او تمام نيروى خود را براى مقابله با دشواريهايى كه خلفاى پيش از وى در برابر آنها به زانو در آمده يا متوقف شده بودند ، به كار بست . يكى از بزرگترين دشواريها مقابله با نيروى سياسى فزايندهء بنى اميّه وهم پيمانان آنان كه از بقاياى دوران جاهلى به شمار مى آمدند ، بود .
در واقع حذف اين جناح از جامعه اسلامى يكى از بزرگترين مأموريتهايى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود سنگ اوّل آن را گذاشته بود و پس از وى اصحاب با ضعف و سستى خط آنحضرت را دنبال كردند تا آنكه نوبت به خلافت امام رسيد و با آنكه شرايط نامساعدى بر جامعه اسلامى حكمفرما بود آنحضرت با عزم راسخ خويش براى اصلاح وضع موجود دست به كار شد .
در اهميّت شناخت چهرهء پليد بنى اميّه كافى است به قرآن بنگريم كه از آنان به عنوان « شجره ملعونه » « 1 » ياد كرده است . همچنين رسول خدا مسلمانان را نسبت به آنان هشدار داده وفرموده است :
« هر گاه معاويه را بر فراز منبر من ديديد او را بكشيد اگر چه هرگز شما چنين نمىكنيد » .
آنان بزرگترين نيروى سياسى در جزيرة العرب به حساب مىآمدند . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز دور و بر ايشان را گرفته بود تا شايد به راه هدايت گام نهند و خود را با شرايط جديد هماهنگ سازند . يا آنكه پيامبر مىخواست شوكت وعظمت اسلام را حفظ كند وآنگاه در فرصتى مناسب ، آنان را از صحنه محو سازد . امّا اكنون موقع اين كار فرا رسيده بود . آنان نه تنها خود را در بوتهء جامعهء اسلامى
هامش
( 1 ) - سورهء اسراء ، آيهء 60 .