امام فرمود :
« مرا وانهيد و در پى كس ديگرى باشيد . زيرا ما به كارى دست مىزنيم كه رنگها و ابعاد گوناگون دارد دلها در برابر آن تاب نياورند وعقلها زيربار آن نخواهند رفت » . « 1 »
امّا آن جماعت گفتند : تو را در اين باره به خدا سوگند مىدهيم . آيا مگر حال و روز اسلام را نمىبينى ؟ آيا مگر اين آشوب وفتنه را مشاهده نمىكنى ؟ !
فرمود :
من بيعت شما را مىپذيرم و در اين صورت طبق آنچه خود مىدانم با شما رفتار خواهم كرد . « 2 »
آرى ، امام خلافت را نمى پذيرفت زيرا امواج فتنه به بالاترين حدّ خود رسيده بود .
آنحضرت دوست مىداشت تا وزير و كمك كار آنان باشد تا بدين وسيله در فرو نشاندن آتش فتنه وآشوب از موقعيّت آزادى بر خوردار باشد . امّا نه كسى خود را نامزد خلافت مىكرد و نه كسى به خلافت فردى جز على عليه السلام رضايت مىداد .
از سويى امام بيعت اهل حل و عقد را بدون كسب رضايت مردم ، براى خلافت ناكافى مىدانست بلكه آنحضرت ، انتخاب خليفه تعيين شده از سوى خداوند را حق عموم مردم مىديد از اين رو پيشنهاد كرد كه بيعت با او در مسجد و در برابر چشم مردم انجام پذيرد .
از ديگر سو آنحضرت با آنان شرط كرد كه بر طبق علم ودانش خود رهبرى آنان را بر عهده گيرد و مطابق با سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان رفتار كند ، نه براساس
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 92 .
( 2 ) - نهج البلاغة ، همان خطبه ، ونيز في رحاب أئمة اهل البيت ، ج 2 ، ص 4 ، به نقل از طبرى وابن اثير .