كه عوامل بنى اميّه در خانه عثمان ، اين نامه را به اسم وى نگاشته باشند تا بدين ترتيب نسبت به او ايجاد شكّ وترديد كنند . بدينسان كه فتنهاى بزرگ پديد آمد . « 1 »
طوفان هرج ومرج وآشوب وزيدن گرفت وشورشيان بر مدينه تسلّط يافتند . على عليه السلام پس از فرو نشستن شعلههاى اين فتنه و كشته شدن عثمان اين واقعه را در دو كلمه خلاصه كرد :
« اگر به كشته شدن عثمان فرمان مىدادم ، جزو قاتلان و اگر از كشته شدن او ممانعت مىكردم ، يار و ياور او تلقّى مىشدم » .
ونيز افزود :
« من سبب كشته شدن او را براى شما بيان مىكنم : عثمان خلافت را به انحصار خود در آورد و در آن استبداد به خرج داد و بد كرد كه چنين امرى را برگزيد و در آن استبداد به كار برد وشما نيز بى تابى مىكرديد . پس شما در اين بى تابى بد كرديد وخداى را حكم ثابت است در بارهء كسى كه استبداد به خرج داد و خود سرى كرد و كسى كه در كشتن او بى تابى نمود » . « 2 »
مىتوان فرمايش حضرت را چنين تفسير كرد كه حكم خداوند در بارهء كسى كه استبداد وخودسرى به خرج داد آن بود كه از اريكهء قدرت به زير كشيده شد و در بسترش به قتل رسيد و حكم وى در بارهء كسى كه بى تابى كرد مثل آن بود كه ميوهاى را پيش از رسيدنش چيده باشد كه طبعاً خوردن چنين ميوهاى نمى تواند براى او گوارا و لذّت بخش باشد .
بدين گونه حزب اموى بيش از شورشگران از كشته شدن عثمان بهره بردارى
هامش
( 1 ) - سيرة الأئمّة الاثنى عشر ، ج 1 ، ص 423 - / 425 ، به نقل از تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 112 .
( 2 ) - في رحاب أئمّة اهل البيت ، ص 348 .