امّا بيشتر يارانش از محرومان و مستضعفانى همچون گروه انصار بودند .
همچنين ما مىتوانيم انگيزه پيامبر را در گسيل داشتن سپاه اسامه به خارج از پايتخت كشور اسلام و بلكه بيرون از جزيرة العرب و نيز ملحق كردن اصحاب بزرگ و معروف خود كه گروهى از انصار و رهبران جناح دوّم هم درميان آنان بودند ، به اين سپاه را به خوبى تفسير و تبيين كنيم .
امّا مسلمانان از روانه كردن سپاه اسامه سرباززدند و از همراه شدن با آن تخلّف ورزيدند . چه بدين علّت كه از اصرار و هدف پيامبر در روانه ساختن سپاه اسامه آگاه شده بودند و چه بنابر گمان برخى ، بر حال پيامبر اظهار نگرانى مىكردند . اين درحالى بود كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده بود :
« سپاه اسامه را روانه كنيد . خداوند لعنت كند كسى را كه از ملحق شدن به سپاه اسامه سرباززند » . تفصيل اين نكته در حديثى صريح از امير مؤمنان بيان شده است . آنحضرت مىفرمايد :
« آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به سپاهى كه در هنگام بيمارىاش كه منجر به مرگ او شد ، اسامة بن زيد را به فرماندهى آن گماشته بود دستور حركت داد . پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ يك از اعراب و از قبايل اوس و خزرج و ساير مردم را كه از خلافت و منازعه آنان انديشناك بود و نيز هيچ يك از كسانى كه مرا به ديدهء دشمنى مىنگريستند ، از كسانى كه پدر يا برادر يا دوستشان را كشته بودم ، باقى نگذاشت مگر آنكه آنان را هم به ملحق شدن به آن سپاه فرمان داد . همچنين آنحضرت هيچ يك از مهاجران و انصار و مسلمانان و غير مسلمانان و اهل كتاب و منافقان را در شهر بازنگذارد مگر آنكه آنها را هم در سپاه اسامه جاى داد تا بدين وسيله دلهاى كسانى كه در شهر بودند با من يكى باشد و كسى سخنى نگويد كه موجب آزردگى حضرتش شود و مانعى مرا از رسيدن به ولايت و رسيدگى به حال مردم پس از وى باز ندارد . آخرين سخنى كه پيامبر دربارهء كار
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: شريعت
ص١١٣