على عليه السلام خواسته او را نپذيرفت . آنگاه ابوسفيان با برخى از عناصر خط دوّم كه ميانهروتر قلمداد مىشدند ، همسو گشت . زيرا على عليه السلام در راه خداوند بسيار سختگير و انعطافناپذير بود .
در برخى از مدارك و متون تاريخى آمده است كه ابوسفيان پس از وفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله به نزد على رفت و آنحضرت را به گرفتن حقوقش تشويق كرد و به او قول داد كه شهر را از اسب و سوار پر كند ، امّا على عليه السلام با قاطعيّت پيشنهاد او را رد كرد و خطبهء پر مغزى ايراد نمود كه در آن مردم را به گرايش به آخرت تشويق كرد و از تمايل به دنيا برحذر داشت . آنحضرت در مطلع اين خطبه مىفرمايد :
« اى مردم ! امواج فتنهها را با كشتيهاى نجات بشكافيد و از طريق دشمنى و مخالفت باز گرديد و تاجهاى فخر فروشى را بر زمين نهيد . آن كس كه با بال و پر قيام مىكند ، رستگار است و آن كس كه تسليم شده راحت و آسوده است . اين ( دنيا يا خلافت ) آبى است بد بوى و لقمهاى است كه در گلوى خورندهاش گير مىكند و آن كس كه ميوه را كال بچيند همچون كشاورزى است كه در زمين ديگرى به كشت و كار پردازد . پس اگر سخنى بر زبان آورم ، گويند بر حكومت حرص مىورزد و اگر خاموش بنشينم گويند از مرگ بيمناك شده است » . « 1 »
بدينگونه خط دوّم و خطى كه رهبران آن توانستند با خليفهء اوّل بيعت كنند ، چيرگى يافتند . فرماندهان ارتش مسلمانان هم غالباً با اين خط متفق و هماهنگ بودند . در توان ماست كه پيروزى اين خط را به عنوان پيروزى جناح نظامى تفسير كنيم . اگرچه على عليه السلام خود يكى از برجستهترين فرماندهان نظامى در آن روزگار به شمار مىرفت و پرچم اسلام را در اكثر ميدانها بر دوش مىكشيد ،
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 5 .