با ترديد مورد بررسى قرار گرفته است . او مىنويسد : « اگرچه غازان امنيت را در راهها برقرار كرد ولى براى رشد تجارت كوششى ننمود . » حال آنكه اطلاعات منابع موجود ، برعكس اين گفته را مىرساند . او در بحث صنعت ذكر مىكند كه منابع تاريخى اطلاعات لازم در خصوص صنعت ذكر نكردهاند . كتاب اشپولر اگرچه داراى نقصانهايى است ولى با آثار مورخان ايرانى متفاوت است ، او در بحث از مسئله زبان مىنويسد : « در دورهء ايلخانان در تبريز به زبان تركى سخن مىگفتند . » « 1 »
تعليقات ولاديمير مينورسكى بر تذكرة الملوك و كتاب نظام ايالات در دورهء صفويه « 2 » از دانشمند آلمان غربى رهربرن ، منابع بسيار ارزشمندى براى پژوهش روابط اجتماعى در تبريز است . با اين حال هر دو مؤلف از مسئله روابط اجتماعى و دشمنى اهالى تبريز با طبقهء اعيان صرفنظر كردهاند ، و مسائلى همچون ساختار ادارى و دولتى ، طرفدارى دولت از طبقهء حاكم عليه طبقهء محكوم ، ساختار ادارهء شهر و ستم طبقهء اعيان بر طبقهء متوسط و فقير در امور ملكى را از ديدگاه غربى تحليل نمودهاند . در اين كتابها نقش تاريخى مردم و نقش عامل اقتصادى در پيشرفت اجتماعى و . . . تحريف شده است . به همين دليل به هنگام استفاده از اين منابع ، اين آثار مورد نقد نيز قرار گرفتهاند .
برخى مؤلفان در بحث از مسائل مدنى ره به بيراهه مىروند . مثلا دانشمند عراقى زكى محمد حسن با انكار تأثير مخرب استيلاى عرب مىنويسد : « پيروزى اسلام تأثير خوبى بر ايران نهاد و كشور را از افول قطعى نجات داد . اين مسئله بر صنعت و تمدن تأثير مثبت داشت . » « 3 »
همانگونه كه پيداست زكى محمد حسن كوشيده است تا ضربهء استيلاى عرب بر تمدن ايران را پنهان كند . دانشمند استراليايى كارل يان در سال 1971 مقالهاى در استانبول منتشر كرد . « 4 »
او در اين مقاله نقش كاتوليكها و ديپلماتهاى اروپايى را در پيشرفت آذربايجان دورهء ايلخانى اساسى دانسته و مىنويسد : در ميان كسانى كه به عنوان نمايندهء ديپلماتيك دنيا از ميان طبقهء روحانى به تبريز آمده بودند ، انسانهايى بسيار متمدن نيز بودند . حيات مدنى تبريز و حتى تمام جهان اسلام مديون اين افراد است . اين اشخاص نگارش تاريخ جهان را ترتيب دادند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 432 ، 453 .
( 2 ) . مينورسكى ، سازمان ادارى حكومت صفوى ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، تهران ، 1334 ؛ رهربرن ، نظام ايالات در دورهء صفويه ، ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، تهران ، 1349 .
( 3 ) . زكى محمد حسن ، صنايع ايران بعد از اسلام ، ترجمهء محمد ولى خليلى ، تهران ، 1320 ، ص 3 - 5 .
( 4 )Karl jan . Dogu ile bati arasinda bir ortacag kultur merkeiz Tabriz . Islam tetkikleri enstitusu , Cilt. 37 - 29 .Istambul . SHE. 1971 ،IV( 5 ) . همان ، ص 30 .