تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
تعدادى از ملازمان اللّه قلى بيگ را كشته و زخمى نمودند . » « 1 » اللّه قلى بيگ هراسان شد و در خانه‌اش مخفى گشت . تعدادى از ملازمان جان باختند يا زخمى شدند . « 2 » شورشيان به خانه‌هاى داروغه و توانگران حمله بردند و خانه‌هايشان را چپاول كردند . قاضى احمد قمى مىنويسد سادات ، قاضيان ، اعيان و اشراف چنان به واهمه افتادند كه با نوشتن و گفتن خاتمه نمىيابد . « 3 » درگيرى در قبرستان گجيل مقدمه‌اى بر شورش مسلحانه شد . شورشيان ادارهء كوچه و محلات شهر را در دست گرفتند . مىتوان گفت كه ادارهء شهر در اختيار آنان بود . « 4 » منشى مىنويسد : « در اين قيام و غوغا اجلاف هر محله و اوباش هر كوچه به خيال خودسرى افتاده و به قيام و افساد آغاز كردند . » « 5 » به بيان قاضى احمد قمى « در هر كوچه يكى از اجلاف پرچم استقلال برمىافراشت » . « 6 » اسكندر منشى از قطع دادوستد در تبريز ، قيصريه و بازارها ، و بسته شدن مغازه‌ها و خانه‌ها و عدم تردد در كوچه‌ها خبر مىدهد . « 7 » در واقع اين ماجرا مربوط به طبقهء اعيان مىشد . خرده تاجران و صنعتگران كار روزمره‌شان را انجام مىدادند . در غير اين صورت در مدت دو سالى كه تبريز در اختيار شورشيان بود ، امكان نداشت كه وضعيت طبيعى برقرار باشد . رؤساى شورش براى برقرارى آرامش در شهر و حفظ قانون در كوچه و محله هر كدام مسئوليتى برعهده گرفتند . پهلوانان نجمى در محلهء ويجويه ، شرف پسر توپال مصطفى در دروازهء سرو ، پسر شالباف در محلهء مهادمهين ( ميار ميار كنونى ) ، آقا محمد در محلهء نوبر ، پهلوان عوض در ميدان ، پهلوان اصلان در درب اعلا ( سرخاب ) ، مصطفى ملكانى در محلهء دوه‌چيلر و اعلا حسن جان در ششگلان برقرارى امنيت را رهبرى كردند . « 8 » در كوچه و بازارهاى ديگر نيز افرادى از طرف رهبران شورش گمارده شدند . « 9 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . خلاصة التواريخ ، نسخهء تهران ، ورقهء 366 . ( 4 ) . افضل التواريخ ، ورقهء 286 . ( 5 ) . تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 90 . ( 6 ) . خلاصة التواريخ ، نسخهء تهران ، ورقهء 366 . ( 7 ) . تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 91 . ( 8 ) . احسن التواريخ ، ص 455 ؛ خلاصة التواريخ ، نسخهء تهران ، ورقهء 366 ، نسخهء برلين ، ورقهء 252 ؛ افضل التواريخ ، ورقهء 268 . ( 9 ) . افضل التواريخ ، ورقهء 268 .
تاريخ پانصد ساله تبريز ( فارسى ) — صفحة 218 | سيد آقا عون اللهى / شاهمرسى