تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
كراهت نعمت ! و حبّ از بين رفتنش از ( دست ) كسى كه ؛ بر او إنعام شده ! ، و حبّ شرّ ! و بقاى آن ، در كسى كه ، به آن ، مبتلا گشته ! . بنابراين ؛ حسود - چنان كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : - « به شرّ و بدى ، خوشحال است ! و به شادمانى و سرور ، اندوهگين ! » « 1 » « و جز زوال نعمت ، درمانش نبخشد ! » « 2 » و گمان مىكند كه : « براستى ! زوال نعمت - از كسى كه به او ، حسد روا دارد - نعمتى است بر او » « 3 » چنان كه ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام ، آن را آشكارا بيان كرد . و آن ، از آثار كينه است ! و كينه ، از ثمرات درخت غضب است ! . و از اينرو ؛ أبو الأئمّه عليه السّلام فرمود : « حسود ، بر ( قضا و ) قدر إلهى ، خشمناك است ! » « 4 » پس اگر ؛ إنسان ، بعبوديّت و بندگى ، گردن نهد ! و بشناسد كه تمام نعمتها از مولى سبحانه ! است ، و او ، پروردگار جهان و جهانيان است ! و براى هريك از بندگان خود در نعمتهايش ، سهمى قرار داده ! و رحمتش را بين بندگان خويش ، تقسيم فرموده ، و معيشت آنها را - در حيات دنيا - بينشان قسمت كرده است ! و بداند كه ؛ منعم و روزىدهنده ، همان مولى است ! و هرنعمت و بلائى كه ؛ در عالم هستى است ، به قضا و إراده و مشيّت او است ! همه‌اش بر أساس ربوبيّت أحدى ! و مالكيّت صمدى ! و رحمت عامّ او است ! - كه از سورهء حمد ، إستفاده مىشود - در اين صورت ؛ - لزوما - نسبت به آنچه كه ؛ مولاى او ، در بندگان خود ، تقسيم فرموده ، راضى و فروتن است ! و بتقديرش شادمان ! . با نعم او ، دشمنى نورزد ! و بزوال نعمت بندگان ، راضى نشود ! و تخم حسد در دلش نكارد ! . زيرا ؛ حسود ، چنان كه در حديث قدسى ، وارد است : « دشمن نعمت خدا است ! و به داوريش ناراضى ! و بتقسيمش - بين آفريدگان - ناخشنود است ! » « 5 » و رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : « نزديك است كه ؛ حسد ، بر ( قضا و ) قدر ، چيره شود ! » « 6 » و ( نيز ) فرمود : « البتّه ؛ براى نعمتهاى خدا ، دشمنانى است ! »
هامش
( 1 و 2 ) - غرر الحكم : 34 ( 3 ) - غرر الحكم : 43 ( 4 ) - غرر الحكم : 28 ( 5 ) - كلينى ، در كافى ( جلد 2 : 307 ) آورده كه : « يونس ، از داوود رقّى ، از إمام صادق عليه السّلام ، از رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله ، روايت دارد كه ؛ خداى عزّ و جلّ ! بموسى بن عمران عليه السّلام فرمود : اى پسر عمران ! با مردم - نسبت به آنچه از فضلم به آنها داده‌ام - حسودى مكن ! به آن ، چشم طمع ، ندوز ! نفست را پيرو آن نساز ! . براستى كه حسود ، از نعمتهاى من ، ناراضى است ! چپاولگر سهمى است كه ؛ در بندگانم قسمت كرده‌ام . و كسى كه چنين باشد ، من از او نيستم ! و او ، از من نيست ! . » ( 6 ) - كافى ، جلد 2 : 307 و أمالى صدوق : 177
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 59 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى