است ، آغاز و مصدر جميع نعمتها ! و او است منعم على الإطلاق ( آفريدگان ) ! - ديگر هدفى براى رياكار و مانندش - كه صلاحيّت پيگيرى داشته باشد ! - نميماند ! و قصد و غرضى كه ؛ دست خدا و قضا و قدرش در آن نباشد ، ( هرگز ) يافت نميشود !
خودپسندى ! :
هنگاميكه ؛ خوانندهء [ فاتحة الكتاب ] ، از آن ، چنين بهرهاى گرفت كه ؛ بندهاى از بندگان آستان أحديّت است ، و آنچه بدست او است ، براى مولاى او است ! و آفريدگان ، به تمام معنى - جميعا - فقير و مربوب درگاه وىاند ! و او ، پروردگار مهربان و مالك آنها است ! پادشاهى و ملك ( جهان ) را بهركه خواست ، ميدهد ! و از هركه خواست ، ميگيرد ! و هركه را بخواهد ، عزيز كند ! و هركه را ذليل ! ، هرخيرى بدست او است ! و او بهر چيزى توانا است و چون ؛ دانست كه ؛ طاعت و بندگى ، نعمتى است كه خداى تعالى ! بر او عنايت فرموده ، و هر توفيق و تمكين و إستعانت از او است ! و بدين سبب ، او بحسنات ( آثار ) بندگان خويش ، از خودشان ، سزاوارتر است - چنان كه در حديث قدسى در كافى ، وارد است ؛ « 1 » - ديگر ، [ خودپسندى ] ، او را فرا نميگيرد ! و نفس او ، مسرورش نميگرداند . و آثار نو ، كه در خويش مييابد ، شگفتى برايش نميآورد ! توسعهء مال ، و مكارم أخلاق ، و محاسن أفعالش براى او ، تعجّبآور نيست ! . زيرا : تعريف [ خودپسندى ] ، همان ، بزرگ و عظيم پنداشتن ( رحمت و ) نعمت است و تكيه بر آن ! - بدون إرتباط و نسبتش بمنعم ! -
و علّت پيدايش اين خلق و خوى زشت ، همان نادانى محض و بيخبرى از معارف إلهى است ، كه مولى سبحانه و تعالى ! در اين سوره ، خبر ميدهد ، و ناشى از جهالت و غفلت از چيزى است كه ؛ اين سوره ، إلهامبخش آنست .
در حديث ، وارد است كه :
« خودپسند ، عقلى برايش نيست ! » « 2 »
« شگفتى هركس بخويش ، كودنى و حماقت است ! » « 3 »
« خودپسندى ، منشأ نادانى است ! » « 4 »
« خودپسندى ، منشأ حماقت است ! » « 5 »
« خودپسندى ، عنوان حماقت است ! » « 6 »
« خودپسندى ، خرد را تباه سازد ! » « 7 »
هامش
( 1 ) - لفظ حديث ، در فصل سوّم - پاورقى شمارهء 10 - آمده است . 10
( 2 ) - غرر الحكم : 23
( 3 ) - غرر الحكم : 40
( 4 ) - غرر الحكم : 31
( 5 ) - غرر الحكم : 15
( 6 ) - غرر الحكم : 16
( 7 ) - غرر الحكم : 19