يقين باينكه ؛ او ، پروردگار جهان و جهانيان است ! و آفريدگان - تماما - در قبضهء او ، بندگان مربوب آنحضرتاند ، كه قادر بدفاعى از خويش نبوده ! و مالك سود ( و زيان ) و مرگ و حيات و رستاخيزى نيستند ! . و خدا است ، كه بايجادشان پرداخته و تربيتشان مىكند ! نعمتها را بر آنها ارزانى داشته ! و گرفتارى و بلا را از آنان دور ميسازد ! . و بدست او است ، هرخيرى ! و بسوى او است بازگشت آفريدگان ! « تا كسانى را كه بدرفتار شدند ! بكردار زشتشان برساند ! و به آنها كه ؛ خوشرفتار شدند ، نيكوترين پاداش دهد ! . » « 1 »
بنابراين ؛ كسى كه به اين معارف ، گردن نهد ، ترس و خوف ، از او بر كنار مىشود ! و از كسى خوف و هراس ندارد و از همگان قطعرابطه كند ! آنچنانكه ؛ توانائى و توان ، از أحدى بر خود نبيند ! و اين ، حدّ [ يقين ] به خدا است ، چنان كه ؛ [ مثنّى بن وليد حنّاط ] در كتابش از أبو بصير آورده كه ؛
« إمام صادق عليه السّلام ، به من فرمود :
هيچ شيئى نيست ، مگر اينكه ؛ برايش حدّى است .
گفتم : حدّ توكّل چيست ؟
فرمود : يقين .
گفتم : پس ؛ حدّ يقين چيست ؟
فرمود : اينكه ؛ از چيزى نترسد . » « 2 »
آرزو !
مؤمن ، با تأمّل و دقّت ، در [ أمّ الكتاب ] از ستيز و نبرد آرزوها ! نجات مييابد . و نفس خود را از قيد و بندش آزاد مىكند و از چنگالش ميرهاند .
و آرزو ، چنان كه أمير المؤمنين عليه السّلام ، فرمود :
« حيلهگر ! و فريبدهنده ! و ضرر رسان است ! و هركه فريبش خورد - ناخودآگاه ! - به او ، مكروه و زيان ميرسد ! » « 3 »
و فرمود :
هامش
( 1 ) -« لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى »نجم ، آيه 31
( 2 ) - حديث ، در كافى - جلد 2 ، صفحه 57 - چنين است كه :
« أبو بصير ميگويد ؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود :
هيچ شيئى نيست مگر اينكه ؛ برايش حدّى است .
گفتم : فدايت شوم ! حدّ توكّل چيست ؟
فرمود : يقين .
گفتم : پس ؛ حدّ يقين چيست ؟
فرمود : اينكه ؛ وقتى با خدا همراهى ، از چيزى نترسى ! »
( 3 ) - غرر الحكم : 18 ، عبارتش چنين است :
« هركه ؛ فريب آرزوها بخورد - ناخودآگاه ! - به او ، مكروه و زيان ميرسد ! . »