ثلث أوّلش - همان سه آيه - مخصوص مولى سبحانه است ! كه صفات ذات و فعلش را بيان مىكند .
و ثلث آخرش - كه آن نيز ، آياتش سه تا است - ببندگان مربوط است ! [ دعا و راهيابى و هدايتخواهى بذات أقدس او ، و تمسّك بولايت ، و بيزارى از غضبشدگان و گمراهان طريق ولايت ، و منحرفين و سرخوردگان از حقّ ] .
و ثلث ديگر ؛ و آن ، يك آيه است -
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
- بين خدا و بندگان او مشترك است .
در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله ، به اين مطلب ، إشاره شده كه :
« خداى تعالى ! فرمود :
[ نماز را بين خود و بندهام به دو بخش مساوى ، تقسيم كردهام . نيمى براى بنده و نيمى براى من ! . ]
هنگاميكه ؛ بنده گفت :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
خدا ميفرمايد : بندهام ، مرا ستود ! .
وقتى گفت :
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خدا ميفرمايد : بندهام ، بر من ، ثنا خواند ! .
وقتى گفت :
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ .
خدا ميفرمايد : بندهام ، مرا تمجيد كرد ! .
وقتى گفت :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ .
خدا ميفرمايد : اين ، بين من و بندهء من است . و براى بندهام آنچه درخواست كند - مهيّا است .
وقتى گفت :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ .
خدا فرمود : اين ، براى بندهء من است ، و براى بندهام - آنچه درخواست كند - مهيّا است . » « 1 »
و از أمير المؤمنين عليه السّلام ، روايت است كه :
« البتّه ؛ خداى عزّ و جلّ ! فاتحة الكتاب را ، نيمى براى خود قرار داد ! و نيم ديگر ، براى بندهاش .
خداى تعالى ! فرمود :
اين سوره را - بين خود و بندهام تقسيم كردهام ، هرگاه ؛ يكى از آنها گفت :
[ الْحَمْدُ لِلَّهِ ] ،
هرآينه ؛ مرا ستايش كرد ! .
وقتى گفت :
[ رَبِّ الْعالَمِينَ ] ،
هرآينه ؛ مرا شناخت ! .
وقتى گفت :
[ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] ،
هرآينه ؛ مرا ستود ! .
وقتى گفت :
[ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ] ،
هرآينه ؛ بر من ثنا گفت ! .
وقتى به زبان آورد :
[ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ] ،
هرآينه ؛ براى بندهء من - بعد از آنچه كه از من درخواست نمود - در عبادت و بندگيم راست گفت . » « 2 »
شيخ طوسى در [ أمالى ] ، و شيخ ( بزرگوار ) ما - صدوق - در [ عيون أخبار الرّضا ( ع ) ] ، حديث زيرا را از محمّد بن قاسم [ مفسّر ] استرابادى رضى اللّه عنه ، از يوسف بن محمّد بن زياد ، و عليّ بن محمّد بن سيّار ، ( و
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ، جلد 1 : 17 ، و تفسير فخر رازى ، جلد 1 : 270 ، و تفسير إبن كثير ، جلد 1 : 11
( 2 ) - بحار ، جلد 92 : 260