تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
بعالم نور و سير عوالم حقيقت ، باز ميدارد . تا آنجا كه ؛ بين شخص و مبدأ علىّ أعلى ! پرده‌اى ميافتد ، و از مولى سبحانه ! - و از هرگونه بركت و نعمتى - منقطع و محروم ميگردد . بهمانگونه كه ؛ برخى از أمراض جسمى ، مانع مىشود كه بدن - كاملا - از روح بخارى استفاده كند و از زندگى مادّى ، بهره بگيرد ! و ( حتّى ) برخى از آن ، مرگ إنسان را پيش ميآورد ! كه درمان برايش نيست ! بلكه ؛ - قطعا - بدن از روح ، جدا ميگردد . همچنين ؛ برخى از خلقيّات پست ! و أمراض روانى و قلبى ، مانع مىشود كه ؛ قلب إنسان ( كه مركز درك و محبّت است ) كمالات زندگى أبدى را تحصيل كند ! و بعالم آخرت - كه زندگى جاويد است - گرايش پيدا كند ! و به طرز خاصّى ، در إنقطاع و گسستن از [ روح الإيمان ] ، تأثير دارد ! . چنان كه ؛ در بيان معصوم عليهم السّلام وارد است : « زناكننده ، در حالى كه ؛ مؤمن است ، زنا نميكند ! و دزد ، در حالى كه ؛ مؤمن است ، دزدى نميكند ! . » « 1 » و خلق و خوى ديگر - نيز - همينطور ! . اين ، در گناهان صغيره و صفات زشتى است كه ؛ علاج و درمان دارد ! . و از آنان ، برخى چنان سمّ كشنده‌اى است كه درمان‌پذير نيست ! . و اگر غالب آيد و در آن استوار شود ، موجب إنقطاع كامل دل از [ روح الإيمان ] ، و جدا شدن حيات ملكوتى از آنست ! مانند : جهل مركّب ! و نفاق ! و إنكار عالمانه ! و شكّ ! و عناد ! و سرسختى و لجاج ! و خلق و خوى نابودكنندهء ديگر ! . اين صفات هلاك‌كننده ! بهر كه روى آورد ، مرگش حتمى ! و مرده‌اى بين زنده‌ها است ! ( مردهء متحرّك ! ) . چون ؛ زندگى دل ، بنور إيمان است - إيمان به خدا و جهان ديگر - و بأفعال ويژهء ذكر و طاعت و بندگى ! . همچنانكه ؛ حيات بدن ، بنيروى حركت و حسّ ! و رفتار و كردار ويژهء آنست ! مانند : خوردن و آشاميدن و راه رفتن ، و همچنانكه ؛ أمراض بدنى ، باعث گرايش مريض بغذاها و چيزهاى مضرّ است كه در آنحال ، خورد و خوراكش صلاح نيست ! و از آنچه منعش كنند ، بحرص و آز گرايد ! ، همينطور ؛ أمراض روحى ، موجب تمايل نفس ( مريض ) ، بچيزهائى است كه ؛ دل ( و درون ) را فاسد ! و كور و كر و گنگ ميسازد ! و او را بآفريده‌هاى پست ، إنعطاف ميدهد ! و بزندگى زشت و ننگين - كه دل ( إنسان ) را ميميراند - گرايش ميدهد ، همچون : گفتگو با أفراد نادان ! دشمنى با علما ! همنشينى با ثروتمندان ! شب‌نشينى با زنان ! خوشگذرانى با پست‌طينتان ! هماهنگى با فسّاق ! و قهقهه با دوستان ! . [ علاقه و إرتباط ] بين روح و بدن ، دائر مدار صلاح و سلامتى و إعتدال و إستقامت آن ، و إقدام بشئون واجب آنست . درجاتش با إختلاف صلاح و سلامتى ، مختلف ميگردد ! و با كم و زياد شدن آنها ، كم و زياد
هامش
( 1 ) - در كافى - جلد 2 ، صفحه 284 - از علىّ بن إبراهيم ، روايت است كه ؛ او از پدرش ، از إبن أبي عمير ، از محمّد بن حكيم آورده كه گفت : « به أبو الحسن عليه السّلام گفتم : گناهان كبيره ، از إيمان ، خارج مىكند ؟ فرمود : [ آرى ! و پائين‌تر از گناهان كبيره ( هم ، خارج ميسازد ) ! رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : زناكننده ، در حالى كه ؛ مؤمن است ، زنا نميكند ! و دزد ، در حالى كه ؛ مؤمن است ، دزدى نميكند ! . ] » براى واضح شدن منظور اين حديث ، بفصل سوّم - پاورقى 9 - مراجعه شود . 9
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 49 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى