تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
كه به آن إشاره گرديد . علّامه أمينى ، هم به اين روايت إستناد كرده و در أطرافش بيانى دارند ( چنان كه ملاحظه شد ) همچنانكه ؛ مرحوم مجلسى ، نيز ، در مرآة العقول ، آن را يكى از وجوه معنى مشيّت ، بشمار آورده است « 1 » . از اين روايت ، به خوبى واضح و روشن است كه ؛ مشيّت ، صفت وجودى است - نه فقط كيفيّت نفسانى - و تنها از مقام فعل ، إنتزاع نميشود ، بلكه ؛ مشيّت ، بمعنى علم است و صرفا نامگذارى نيست . بنابراين ؛ مشيّت و إراده ، مىتوانند از صفات ذات باشند . روايت ديگرى كه مؤيّد اين واقعيّت است ، گفتار حضرت رضا عليه السّلام است ، به عمران صابى - در مجلس مأمون - : عمران گفت : « پس ، خدا را به چه چيزى شناختيم ؟ » حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « به غير او » عمران گفت : « غير او ، چه چيزى است ؟ » فرمود : « مشيّته و إسمه و صفته و ما أشبه ذلك ، و كلّ ذلك محدث مخلوق مدبّر » « 2 » « مشيّت و إسم و صفت او ، و آنچه شبيه آنها است . و همهء اينها ؛ محدث و مخلوق و مدبّر است . » در اين حديث ، مشيّت ، مشيّت حادث است ، و صفت ، صفت محدث . و بقرينهء لفظ « صفت » كاملا روشن است كه ؛ إمام عليه السّلام ، در مقام إنكار مشيّتى غيراز « مشيّت حادث » نيست . زيرا ؛ غير از « صفت محدث » - كه در اين روايت آمده - عقيده بر صفت عين ذات ، براى حقتعالى ! از عقايد مسلّم إسلامى است . و بقرينهء صفت ، كه بإعتبارى حادث است و بإعتبارى أزلى ، مشيّت ، نيز ، بإعتبارى حادث است و بإعتبارى أزلى . در تأييد آن ، روايت ديگرى است كه از إمام كاظم عليه السّلام رسيده است . ميفرمايد : « لم يزل له القدرة ، أنشأ ما شاء حين شاء بمشيّته و قدرته . . . » « 3 » « همواره ، برايش توانائى است . آنچه خواست - هنگاميكه خواست ! - بمشيّت و قدرتش بوجود آورد . » در اين حديث ، مرادف بودن مشيّت و قدرت ، و اينكه إمام عليه السّلام ، لفظ مشيّت را پيش از قدرت ، آورده ، قرينه‌اى است بر صفت وجودى مشيّت و قدرت ، بنابراين ؛ هردو أزلىاند . آيا چه سرّى است ! كه وقتى جميل بن درّاج از إمام صادق عليه السّلام ، دربارهء قضا و قدر ، سؤال مىكند ، جواب مناسبى ميدهند ، أمّا ؛ هنگاميكه از مشيّت از إمام ، سؤال مىكند ، جوابش نميدهند ! ؟ جميل ميگويد : « از قضا و قدر ، از او پرسيدم . فرمود : آنها ، دو خلق از خلق خدا هستند . و خدا ، در آفرينش ، آنچه بخواهد ميافزايد . خواستم كه ؛ راجع به مشيّت ، از او سؤال كنم . به من نظر افكند و فرمود : جميل ! دربارهء مشيّت ، به تو جواب نميدهم . » « 4 »
هامش
( 1 ) - مرآة العقول ، جلد 1 : 105 ، و در بخش سوّم اين كتاب ( تفسير فاتحه ) ، - پاورقى شمارهء 19 - نيز ، بيان شده است . ( 2 ) - توحيد صدوق : 433 و عيون أخبار الرّضا ( ع ) ، جلد 1 : 138 ( 3 ) - توحيد صدوق : 141 و تفسير فاتحه الكتاب علّامه أمينى : 85 ( 4 ) - بصائر الدّرجات ، جزء پنجم : 240