( 3 ) پيرامون مشيّت و إرادهء أزلى و حادث
مترجم ، بعد از پايان ترجمهء تفسير فاتحة الكتاب ، و أفزودن دو مقالهء تحقيقى ! راجع به تفسير إمام عسكرى عليه السّلام و فقه الرّضا عليه السّلام ، مصلحت چنان ديد ، كه در مشيّت و إرادهء أزلى و حادث ، هم ، موجزا نظرات برخى از متكلّمين و حكما و دانشمندان معروف شيعه را ضميمه كند . و قبل از بيان آراء بزرگان ، مقدّمهء زير ، از جهاتى ضرورى است :
مشيّت و إرادهء أزلى و حادث ، موضوعى است كه ؛ از صدر إسلام تاكنون ، دربارهاش بين متكلّمين و حكماء و دانشمندان ، بحث دامنهدارى است ! كه نه تنها معظم أهل سنّت آن را از صفات ذات ميدانند ، بلكه ؛ از علماى شيعه نيز ، بر اين عقيدهاند كه ؛ هم صفت ذات است و هم صفت فعل . علّامهء أمينى قدّس سرّه ، نيز ، بر اين عقيده است . براهين و دلائل وى را در خلال تفسير فاتحة الكتاب ، خوانديم .
رواياتى كه از ناحيهء معصومين عليهم السّلام ، در مشيّت و إرادهء حقتعالى ! رسيده ، أصولا بر دو نوع است : دستهء أوّل ، حاكى از مشيّت و إرادهء حادث است . و دستهء دوّم ، رواياتى است كه ؛ مشيّت و إراده را عين علم و أزلى ميداند . كه هردو دسته ، با توجيهات مستدلّ و معقول و متناسب ، با يكديگر هماهنگ است ! .
برخى از محقّقين ، در مقام نفى و إنكار مشيّت و إرادهء عين ذات ، برآمدهاند ، و گفتهاند كه : « علم حقتعالى ! مصداقى براى إراده نيست . و إراده ، تنها ، به معناى كيف نفسانى است ، و از مقام فعل ، إنتزاع مىشود . و غير از معنى ، براى إراده ، مفهوم ديگرى نميشناسيم . » و تنها رواياتى منظور آنها است كه ؛ دلالت دارند بر مشيّت و إرادهء حادث ، كه نفس معلوم خارجى است . و در رواياتى كه ؛ إراده را عين علم ميداند - و نتيجة ذاتى و أزلى است - أصلا وارد نشدهاند . مثلا ؛ روايتى كه در كتاب فقه الرّضا عليه السّلام از مولا أمير المؤمنين عليه السّلام وارد است ، كه ، در آن ميخوانيم : « لأنّ المشيّة مشيّة الأمر و مشيّة العلم . . . » مورد نظرشان قرار نگرفته ، زيرا ؛ فقه الرّضا عليه السّلام را معتبر ندانستهاند ! و حال آنكه ؛ در مقالهاى كه گذشت ، در إعتبار و حجّيّت آن ، بيان كافى و مستدلّ ، عنوان شد .
البتّه ؛ نمىخواهيم براهين فلسفى در إثبات مشيّت أزلى را در اين مقدّمه ، عنوان كنيم ، فقط ؛ با إشاره ميگوئيم كه ؛ محقّقين ، در تعريف قدرت ، پذيرفتهاند كه : فاعل در ذاتش بحيثى است كه : « إن شاء فعل و إن لم يشألم يفعل » « 1 » و اين ، همان مبدئيّت و علم و إختيار است . اين تعريف ، متضمّن مشيّت بعنوان صفت ذاتى است . « 2 »
روايات معصومين سلام اللّه عليهم ، نيز ، مؤيّد اين واقعيّت است . همچون ؛ روايت فقه الرّضا عليه السّلام ،
هامش
( 1 ) - الأسفار الأربعة ، ج 6 : 307 [ الموقف الرّابع ، فصل ( 1 ) ]
( 2 ) - در متن اين تفسير ، و بيان أقوال بزرگان محقّقين ( در صفحات آينده ) دلائلى دراينباره ، عنوان شده است .