تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
آخرت شد درحاليكه ؛ بگمانش از او - واقعا ! - عملى آنچنان سر زده ، كه با آن ، ميزان عملش را سنگين و وزين مىكند ! ولى ؛ آن را [ هباء منثورا ] مييابد ! . گفته شد : از مردم ، چه كسى پشيمانى و حسرتش از همه زيادتر است ! ؟ فرمود : آنكه ؛ مالش را در ميزان ديگرى ديد ! و خدا ، او را به آن ، وارد آتش نمود ! و وارثش را به آن ، داخل بهشت گردانيد . گفته شد : اين ، چگونه شود ؟ فرمود : چنان كه برخى از برادران ما ، داستان مردى را بيان نمود ، كه ؛ بر او وارد شد درحاليكه او ، ( مركبش را ) ميراند . به او گفت : فلانى ! دربارهء صد هزار ( پولى ) كه در اين صندوق است ، چه ميگوئى ؟ گفت : از آن ، هرگز زكاتى ندادم ! و هرگز صلهء رحمى از آن ، بجا نياوردم ! إضافه نمود ، گفتم : پس بر چه ( أصول ، ) آن را گردآوردى ؟ گفت : بخاطر سختگيرى پادشاه ! و عائلهء فراوان ! و ترس فقر و تهيدستى عائله ! و بعلّت گرفتارى زمانه ! . گفت : آنگاه ؛ از پيش او نرفت ، تا قالب تهى كرد ! . بعد از آن ؛ على عليه السّلام فرمود : الحمد للّه ! كه ( خدا ) ، او را از دنيا خارج كرد ، درحاليكه ؛ پست و موهون و ملامتگر بود ! - بباطلى كه جمعش كرد ! و حقّى كه منعش كرد ! - آن را جمع و نگهدارى كرد ! و آن را بست و بتحكيم درش پرداخت ! . در آن ، بيابان و سرزمينهاى بىآب و علف ! و گرداب درياها را پيمود ! . اى ( بشر ) واقف و آگاه ! به نيرنگ و خدعه مپرداز ! - آنچنانكه رفيقت ديروز ، پرداخت ! - . بيقين ! روز رستاخيز ، اندوه و پشيمانى فردى ، از همه بيشتر است كه ؛ مالش را در ميزان ديگرى ديد ! . خداى عزّ و جلّ ! اين را [ به دارائى ، ] وارد بهشت كند ! و آن را به [ ندارى ] ، وارد آتش ! . إمام صادق عليه السّلام فرمود : و روز قيامت ، از اين پشيمانتر مردى است كه ؛ مالى فراوان با ترس و هراس ! و زحمت زياد و روىآور شدن خطرات ! گردآورى نمود ، آنگاه مالش را در صدقات و خيرات و مبرّات ، فانى كرد ! و نيرو و جوانيش را در عبادات و قربات از دست داد ! . و او ، با اينحال ، براى علىّ بن أبيطالب عليه السّلام ، فضيلت و حقّش را تشخيص ندهد ! و براى او ، موقعيّت و محلّش را در إسلام نشناسد ! و فردى را كه ؛ يكدهم و يكصدم از فضائل او را دارا نيست ، بالاتر و برتر از آن جناب بداند ! . بر حجج و دلائل ، آگاه مىشود ، امّا ؛ روى آن ، تأمّل نميكند ! بآيات و أخبار ، عليه او ، إحتجاج مىشود ! درعين‌حال ، زير بار نميرود ! جز اينكه بگمراهيش إدامه دهد و سرسختى كند ! . پس ؛ آن ، از هرپشيمانى و حسرت ، عظيمتر است ! ، بروز قيامت درآيد ، و حال آنكه ؛ صدقاتش - في المثل - همانند أفعى ، مقابلش نمودار ميشوند كه او را نيش بزنند ! و عبادات و صلواتش همانند فرشتگان موّكل آتش ، در پى او باشند ! تا بگونهء خاصّى ! او را بدوزخ افكنند ! . ( در اينحال ) ميگويد : اى واى بر من ! آيا از نمازگزاران نبودم ! ؟ آيا از زكات‌پردازان نبودم ! ؟ آيا نسبت بناموس و مال مردم ، از پاكدامنان نبودم ! ؟ پس ؛ چرا به اين مصيبت عظمى گرفتار شدم ! ؟ به او گفته شود : اى بدبخت ! آنچه عمل كردى ، به تو سود نبخشيد . و تحقيقا ؛ بزرگترين فرائض و واجبات را