تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گفتند : آرى ! يا رسول اللّه ! فرمود : زيركترين زيركها ، كسى است كه ؛ نفسش را محاسبه كند ! و براى آنچه بعد از مرگ است ، عمل نمايد . و أحمقترين أحمقها كسى است كه ؛ پيرو هواى نفسش باشد ! و آرزوهاى پوچ از خدا بخواهد ! . در اينهنگام ، مردى گفت : يا أمير المؤمنين ! و إنسان ، نفسش را چطور محاسبه كند ؟ فرمود : هرگاه ؛ ( برايش ) بامدادى ! سپس شامگاه ، فرا رسد به نفس خويش مراجعه كند و بگويد : اى نفس ! براستى ؛ اين روز ، بر تو سپرى شد . هرگز بسوى تو برنميگردد ! و خداى تعالى ! درباره‌اش ترا بازخواست نمايد كه ؛ در چه فانىاش كردى ؟ در آن ، چه عملى انجام دادى ؟ آيا خدا را به ياد آوردى ؟ يا او را ستودى ؟ آيا ؛ حوائج مؤمنى را برآوردى ؟ آيا ؛ گرفتارى و بلا را از او بر طرف ساختى ؟ آيا ؛ هنگاميكه ؛ از تو غايب بود ، آبروى او را - در أهل و أولادش - نگهداشتى ؟ آيا ؛ بعد از مرگ ، إحترام او را در أخلافش رعايت كردى ؟ آيا ، از غيبت برادر مؤمنى [ بفضل و برترى مقامت ] صرفنظر كردى ؟ آيا ؛ مسلمانى را كمك كردى ؟ در آن‌چه كردى ؟ و آنچه در كمون وجود او است ، به ياد آورد . پس ؛ اگر بيادش آيد كه از او ، خيرى سر زده ، به حمد و ستايش خداى عزّ و جلّ ! پردازد و بتوفيقش ، او را ببزرگى ياد كند ! . و هرگاه نافرمانى و عصيان يا تقصيرى به ياد آورد ، ذات أقدس إلهى را به ترك تكرارش إستغفار كند ! و با طرق زير ، از نفس خويش ، آن را بزدايد : [ بتجديد صلوات بر محمّد و آل پاك و طاهر او ! . و پيشنهاد بيعت أمير المؤمنين صلوات إله عليه ، بر نفس خويش ! و پذيرفتنش براى آن ! . و تكرار لعن مبغضين و بدخواهان و دشمنان او و بازدارندگان از حقوقش ! ] پس ؛ هرگاه چنين فعلى از او سر زد ، خداى عزّ و جلّ ! گفت : با موالات و دوستيت با أولياء و دوستان من ، و عداوت و دشمنىات با دشمنانم ، در چيزى از گناهان ، با تو مناقشه نكنم ! . دربارهء
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
إمام عليه السّلام ، إظهار نمود كه ؛ در
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
خداى تعالى ! فرمود : اى آفريدگان ! - كه در نعمت سرشار ( من ) ، غوطه‌وريد ! - بگوئيد : [ تنها ، ترا ميپرستيم ! ] اى خدائى كه ؛ نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزانى داشته‌اى ! با ذلّت و كرنش و فروتنى ! بدون ريا و شهرت و جاه ! - خالصانه ! - ترا فرمانبرداريم ! . [ و تنها ، از تو ، يارى مىطلبيم ! ] بر طاعت و بندگيت - آنچنانكه فرمودى - از تو كمك ميخواهيم . و از دنياى خود ، آنچه از او نهيش كردى ، حذر كنيم ! و تقوى ، پيشهء خود سازيم . و از شيطان [ كه از درگاه مقدّست دور است ! ] و از جنّ و إنس گمراه كنندهء سركش ! و از ستمگران آزارپيشه ! بدامن عصمتت چنگ زنيم ! . فرمود : و از أمير المؤمنين عليه السّلام ، از بزرگ شقاوت و بدبختى ! سؤال شد . فرمود : مردى كه ؛ دنيا را بخاطر دنيا ، رها نمود ! دنيا را از دست داد و زيانكار آخرت شد . و مردى كه با رياء مردم ، بندگى نمود ! و كوشيد ! و روزه گرفت ! . او ، همان كسى است كه از لذّات دنيا ، محروم گرديد ! و رنج و زحمتى گريبانگيرش شد ! كه هرگاه ؛ خالصانه به او روى مينمود ، سزاوار ( پاداش و ) ثوابش بود . پس ؛ وارد