تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« هرإقدام قابل توجّه ! كه در آن ، يادى از
[ بِسْمِ اللَّهِ ] *
نشود ، ناقص و بريده است ! » ؟ گفتم : آرى ، پدر و مادرم فداى شما ! بعد از اين ، تركش نميكنم . فرمود : در اين صورت ؛ از آن ، بهره‌مند و سعادتمندى ! . سپس ؛ عبد اللّه بن يحيى گفت : يا أمير المؤمنين ! و تفسير
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
چيست ؟ فرمود : البتّه ؛ بنده هرگاه ؛ إرادهء خواندن يا بجا آوردن عملى داشت ، ميگويد :
[ بِسْمِ اللَّهِ ] *
به اين معنا كه : [ به اين إسم ، اين كار را بجا ميآورم ] . پس ؛ هرعملى كه بجا ميآورد ، در آن به
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] *
آغاز كند ، يقينا ! برايش در آن ، ميمنت و مباركى است ! إمام باقر عليه السّلام فرمود : محمّد بن علىّ بن مسلم بن شهاب [ زهرى ] ، بر علىّ بن الحسين - زين العابدين عليهما السّلام - وارد شد ، درحاليكه او ، غمگين و محزون بود . زين العابدين عليه السّلام به او فرمود : ترا چه شده كه ، اندوهناك و غمگينى ! ؟ گفت : يابن رسول اللّه ! بنابر إمتحانى كه نمودم ، از جانب حسودان ، و كسانى كه در من طمع دارند ! و از كسى كه اميد و آرزو به او دارم ! و از كسى كه به او حقيقة ؛ إحسان كردم ، پياپى ، غم و اندوه ، بر من ميرسد . نتيجة ؛ ظنّ و گمانم مختلف است ! . إمام سجّاد عليه السّلام به او فرمود : زبانت بكام خويش ، دركش ! تا مالك برادران و دوستانت گردى . زهرى گفت : يابن رسول اللّه ! همانا ؛ آنچه از سخنم متبادر در ( ذهن ) است ! به آنان نيكى و إحسان ، بجا ميآورم . إمام سجّاد عليه السّلام به او فرمود : هيهات ! هيهات ! بر حذر باش ! كه به آن ، در خويشتن بشگفت آئى ! و بر حذر باش ! بسخنى لب باز نكنى ، كه إنكارش بدلها سبقت دارد ! اگر چه ؛ پوزش و إعتذار آن ، بنزد خودت مهيّا است . پس ؛ چنين نيست كه ؛ به گوش ( و دل ) هركس كه ؛ بيميلى و إنكار ، داخل كنى ، از حيث پوزش و إعتذار ( همچنان ) در وسعت باشى ! . آنگاه فرمود : اى زهرى ! كسى كه ؛ عقلش از كاملترين چيزىكه در او است نباشد ! نابودى وى ، از ساده‌ترين چيز باشد ، كه در او است . سپس فرمود : اى زهرى ! و چه مانعى دارد كه ؛ مسلمانها را بمنزلهء خاندان خويش قرار دهى ؟ [ بزرگشانرا بجاى پدرت ! و كوچكشانرا بجاى فرزندانت ! و همسال خويش را - از آنان - بجاى برادرت ! ] در اين صورت ؛ بكداميك از اينها ، ميل ظلم و ستم دارى ؟ ! و بكداميك از اينها ، به بدخواهى ، متمايلى ؟ ! و خواهان پرده‌درى كداميك از اينهائى ! ؟ و اگر ؛ إبليس - كه از رحمت خدا ، بدور باد ! - إظهار كند كه ؛ تو ، از يكى از قبله‌گرايان ، برترى ! ، نگاه كن ببين ! اگر كه از تو بزرگتر است ، بگو : تحقيقا ؛ بإيمان و عمل صالح ، از من سبقت گرفته ، پس ؛ او بهتر از من است . و اگر از تو كوچكتر بود ، بگو : بگناهان و معاصى ، از او ، پيش افتاده‌ام ! پس ؛ او بهتر از من است . اگر ؛ همسنّ و سال تو بود ، بگو : من ، از گناه خويش بر يقينم و از كار او ، در شكّ ! ، چرا يقينم را بشكّم رها كنم ! ؟ و اگر ديدى كه ؛ مسلمانها تعظيم و تكريمت ميكنند ! و ترا ببزرگى ياد مىبرند ، بگو : اين ، ( از