تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و چه‌بسا ! برخى از شيعيان ما ، در آغاز كار ،
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] *
را ( فراموش كند و ) واگذارد ! نتيجة ؛ خدا ، بگرفتارى و بلا ، دچارش كند « 1 » براى اينكه ؛ آگاه و بيدارش سازد ! تا شكر و ثناى او بجاى آورد . و در آن گرفتارى و بلا ، لكّهء ننگ و تقصير و كوتاهى او را - بهنگام ترك
[ بِسْمِ اللَّهِ ] *
- از او ، بزدايد ! . ( همچون ؛ داستان زير : ) هرآينه ؛ عبد اللّه بن يحيى ، بحضور أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد . و در مقابلش صندلى بود ، أمير المؤمنين عليه السّلام به او دستور نشستن داد ، و او هم ، روى آن نشست . ( ناگهان ) ؛ صندلى ، كج شد ! و با سرش ( به زمين ) فرود آمد ! ( و سرش شكست ) و استخوان سرش اندكى نمايان شد ! و خون ، جارى گشت ! . أمير المؤمنين عليه السّلام ، دستور آب داد . آوردند و خون را از او شست . آنگاه فرمود : نزديك من بيا . نزدش آمد . دست خويش بر آن ( زخمى ) كه ؛ استخوانش نمايان بود ، گذاشت . از درد آن ، بيتاب شد ! . و بر آن ، دست ماليد و آب دهان انداخت . بمجرّد اين كار ، زخمش خوب شد ! آنچنانكه گوئى - أصلا ! - جراحتى به او نرسيده است . أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى عبد اللّه ! حمد و ستايش ! براى خداوندى است كه ؛ پاك‌كردن گناه شيعيان ما را - در دنيا - به رنج و محنتشان قرار داده است ! تا فرمانبرى و طاعت آنانرا ، برايشان ، بىآلايش و سالم گرداند ! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند . عبد اللّه بن يحيى گفت : يا أمير المؤمنين ! آيا براستى ؛ ما بگناهانمان مجازات نميشويم ، جز در دنيا ؟ ! فرمود : آرى ! ( همينطور است ) . آيا ؛ نشنيدى كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « دنيا ، زندان مؤمن است ! و بهشت كافر ! » خدا ، شيعيان ما را [ بخاطر محنت و رنجى كه در اين دنيا متحمّل‌اند ، و بخاطر آمرزشى كه ؛ نصيب آنان فرموده است ] حتما ؛ از گناهان ، پاك و پاكيزه ميگرداند ! . از اينجهت است كه خدا ميفرمايد : « آنچه از گرفتارى و پيشامدى بشما رسد ، از آنچيزى است كه ؛ تاب و توان شما ، بدست آورده و ( تعداد ) بيشمارى ( از آن را ) مىبخشد و ميگذرد . » « 2 » تا هنگاميكه ؛ بآستان رستاخيز درآمدند ، طاعات و عباداتشان بر آنها ، سرشار گردد ! و دشمنان محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و دشمنان و بدخواهان ما را - بنا ، بفرمانبرى و طاعتى كه از آنان سر مىزند ، در دنيا ، پاداش و جزا ميدهد ! اگر چه ؛ طاعتشان بىوزن و بىارزش است ! چون ؛ خلوصى همراهش نيست . تا هنگاميكه ؛ بآستان رستاخيز درآمدند ، گناه و كينهء خود [ كه از محمّد و آل محمّد و ياران خوب او ، در دل داشتند ] بر آنان بار گردد ! و بخاطر آن ، در آتش افكنده شوند ! . و هرآينه ؛ شنيدم : محمّد صلّى اللّه عليه و آله ميفرمايد : « در زمان گذشته - قبل از شما - دو نفر بودند ، يكى از آنها ، مطيع و مؤمن خدا بود ! و ديگرى كافر ! - كه آشكارا بدشمنى دوستان او ، و موالاة ( بدخواهان و ) دشمنانش ، ميپرداخت ! - و براى هركدام ، فرمانروائى عظيمى در گوشه‌اى از زمين بود .
هامش
( 1 ) - در نسخه‌اى چنين است : « دچارش نمود » ( 2 ) -« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ . »شورى ، آيه 30
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 125 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى